السيد الخميني ( مترجم : فهرى )
شرح دعاى سحر 31
شرح دعاى سحر ( فارسى )
از جانب خدا برگزيده شدهاند آنان كه خداوند به وسيلهء ايشان درهاى خيرات را گشود ، و با شناخت آنان خداى تعالى شناخته شد ، آنانند اسباب پيوند آسمان الوهيت به زمين هاى مخلوقيت ، ظاهرشان آراسته به ولايت ، و باطنشان منور به نور نبوت و رسالت [ 1 ] . راهنمايانى كه با هدايت تكوينيه در نهان ، و با هدايت تشريعيه در آشكار و عيان راهنمايى مى كنند آنانند نشانههاى كامل و انوار فروزان حق . و لعنت و نفرين بر دشمنانشان باد كه نمودار شيطانند و
--> [ 1 ] امام خمينى ( دام ظله ) از شيخ عارف كامل خود مرحوم حاج شيخ محمد على شاهآبادى نقل مىكند كه أو گفته است : ان السالك بقدم المعرفة إذا تمّ سفره الثالث يرى بهويته الجمعية في جميع مراتب الموجودات و يرى به عين البصيرة جميع مصالح العباد من أمور المبدأ و المعاد و ما يقرّبهم إليه و يبعّدهم عنه و الطرق إلى اللّه ، و له التشريع في هذا المقام ، و كان هذا المقام حاصلا لمولانا قطب الموحدين أمير المؤمنين و الائمة المعصومين من بعده ، و لكن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم لّما تقدم عليهم زمانا و كان صاحب المقام أظهر الشريعة ، فلم يبق مجال التشريع لأحد لتمامية شريعته فلا بد للأولياء الذين من بعده من متابعته . و لو فرضنا تقدم أمير المؤمنين عليه السّلام عليه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم لكان له أن يظهر أمر الرسالة و لرسول اللّه تبعيته إذا جاء بعده ، و لكن الحجة البالغة اقتضت بأن يكون صاحب الشريعة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . در اينكه ولايت ، باطن نبوت است هنگامى كه سالك إلى اللّه در سير خود با قدم معرفت ، سفر سوم را به پايان رساند با هويت جمعى خود كه در همهء مراتب موجود است همهء أمور بندگان را از مبدأ و معاد و آنچه باعث تقرب آنان به خداست و دورى آنان از اوست و همه راههاى خدايى را مشاهده مىكند ، و در اين مقام است كه از براي أو حق تشريع است . و اين مقام از براي قطب الموحدين مولا أمير المؤمنين و ائمه معصومين عليهم السّلام حاصل بود ولى چون رسول خدا را حصول اين مقام از نظر زمانى پيشتر بود اين حق به آن حضرت اختصاص يافت و اظهار تشريع كرد و ديگر مجالي از براي اولياء خدا كه بعد از أو بودند براي تشريع باقى نماند ، بلكه وظيفهء آنان تبعيت از تشريع آن حضرت بود ، و اگر فرضا چنين اتفاق مى افتاد كه أمير المؤمنين عليه السّلام تقدم زمانى بر حضرت رسول داشت و يا هر يك از ائمه دين را بر آن حضرت تقدم زمانى بود اين حق تشريع متعلق به متقدم بود و متأخر مى بايست از أو تبعيت نمايد ، ولى حجت بالغهء الهى چنين اقتضا كرد كه رسول اللّه صاحب شريعت باشد .