السيد الخميني ( مترجم : فهرى )

شرح دعاى سحر 19

شرح دعاى سحر ( فارسى )

منويات فاسد خود را جامهء عمل بپوشاند . در اين هنگام بود كه امام مخالفت همه جانبهء خود را با رژيم ابراز نمود و در اين راه رنجها ، زحمتها ، حبس ها و تبعيدها را به جان خريد و سرانجام از ايران به تركيه و از تركيه به عراق و از عراق به پاريس منتقل شد ، ولى به فضل الهى و در رابطه با وعدهء صدق خداوندى انَّ الَّذينَ قاُلوا َرُّبَنا اللّهُ ثُمَّ اُسَتقاُموا تَتَنَزَّلُ عَلَيُهِمُ الُمَلائِكَةُ . . . 41 : 30 در ربيع 57 با ورود خود به ايران نظام فاسد را برچيد و حكومت اسلامى را كه از بزرگترين آمال أو بود به صورت جمهورى اسلامى بنيانگذارى نمود . اين بود فشرده‌اى از زندگانى اين رادمرد الهى كه روحى وسيع و ابعاد مختلف و گوناگونى دارد . از ابعاد روحى امام علاقهء وى به مسائل تهذيب نفس و پيراستگى روح است كه شاخص وجود أو همواره به سوى آن متوجه بود و از دوران جوانى به تهذيب نفس و شركت در مجالس اخلاقى علاقهء وافرى داشت و هر كجا استادى معنوى و راهنمايى روحى مى جست براي فيض گيرى به سوى أو مى شتافت . شدت علاقهء أو به اين مسأله گاهى عشق طبيعى اش را به فراگيرى علوم رسمي تحت الشعاع قرار مى داد و احيانا در قالب الفاظ و اشعار بسيار لطيفى در مى آمد ، چنان كه در يكى از غزلها مى فرمايد : عهدى كه بسته بودم با پير مى فروش در سال قبل تازه نمودم دوباره دوش

--> ( 1 ) فصلت - 30 .