السيد الخميني ( مترجم : فهرى )
شرح دعاى سحر 13
شرح دعاى سحر ( فارسى )
بسمه تعالى پيشگفتار مترجم شبم به روى تو روز است و ديدهام به تو روشن و ان هجرت سواء عشيّتى و غداتى شبان تيره ، اميدم به صبح روى تو باشد و قد تفتّش عين الحياة في الظّلمات تاريكى شب هر چند پردهء سياهى بر أفق مى كشد و بجز ظلمت و سياهى چيزى به نظر نمى رسد و موجودات زنده كه با نور سر و كار دارند از جنبش و فعاليت مى ايستند و همچون مردگان بي حركت مى افتند ، اما در ضمير دل آگاهان و اولياى الهى چراغى روشن است كه صفحهء هستى را روشن مىكند و آنچه را كه با نور حسى نمى توان مشاهده كرد ، با نور معرفت و روشنى باطن مى بينند ، گويى كه اشعهاى ما فوق نور از دل نورانى آنان تابيده و از همهء اجسام و حواس عبور مىكند و ماوراء طبيعت و حس را نشان مىدهد . اين نور ، برخاسته از عبادت شب زندهداريها و مناجاتهاى عاشقانه و خالصانه و بالاخره پيوند محكمى است كه با كمال مطلق و جميل