محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

125

الحياة ( فارسي )

اين چگونگى نيز با تكاثر تضاد دارد و آن را طرد مىكند ، چون متكاثران - بطبع - گرفتار سهو و غفلتند ، پس چگونه ممكن است كه از روى بيم و اميد از بسترهاى گرم و نرم براى عبادت ، براى ايستادن در حضور خدا - با آن همه ظلمى كه به بندگان خدا كرده‌اند و مىكنند - پهلو تهى كنند ، يا در صدد انفاق اموال خويش بر آيند ؟ اگر اهل اين گونه كارها بودند ، هرگز به بهره كشى از مردمان و مكيدن خون ايشان نمىپرداختند ، و مالهاى تكاثرى كه گرد كرده‌اند در دست ايشان قرار نمىگرفت ، و ديگر داراى عنوان « متكاثر » و مالك ثروتهاى دور از تصوّر نمىشدند . 13 - انفاق ، نابودى تكاثر و فزونخواهى ( 6 ) : براى مبارزه با تكاثر راه ديگرى نيز وجود دارد كه اسلام با تأكيد بسيار نيز بدان فرا خوانده است . و آن راه ، بيم دادن به مردمان در خصوص ذخيره كردن مال بسيار براى پس از مرگ و باقى گذاشتن آن براى ديگران است . اسلام در اين باره با روشهايى بيداركننده و الزام انگيز سخن گفته است ، از اين جمله است فرمودهء امام علىّ بن ابى طالب « ع » به فرزندش امام حسن « ع » : « يا بنيّ ! لا تخلَّفنّ وراءك شيئا من الدّنيا ؛ فإنّك تخلَّفه لأجد رجلين : إمّا رجل عمل فيه بطاعة الله ، فسعد بما شقيت به ، و إمّا رجل عمل فيه بمعصية الله ، فشقي بما جمعت له ، فكنت عونا له على معصيته . و ليس أحد هذين حقيقا أن تؤثره على نفسك « 1 » ( 1 ) پسر جانم ! چيزى از ( مال ) دنيا بر جاى منه ! زيرا آن را براى يكى از دو كس خواهى نهاد : يا مردى كه آن را در طاعت خدا به كار برد ، پس با مالى كه تو بدان بدبختشده اى او نيكبخت شود ، و يا مردى كه با آن معصيت خدا كند ، و با آنچه تو براى او فراهم كرده اى بدبخت گردد ، و تو در آن معصيت به او كمك كرده باشى . هيچ يك از اين دو درخور آن نباشند كه بر خود مقدّمشان دارى ( و چيزى بر آنان باز نهى ) » . و در جاى ديگر مىفرمايد : « يا بنيّ ! إنّما لك من دنياك ، ما

--> « 1 » . « نهج البلاغه » / 1280 ؛ « عبده » 3 / 252 .