محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

120

الحياة ( فارسي )

« ص » : « أجسادهم لا تشبع ، و قلوبهم لا تخشع « 1 » ( 1 ) تنهاشان سير نمىشود ، و دلهاشان خشوع پيدا نمىكند » . بنا بر همين اساس است كه اسلام به انفاق فرمان داده ، و با تعبيرهاى الزام آور و قاطع مردمان را به آن فرا خوانده ، و بخل را مطرود شمرده است ، تا از اين راه تكاثر و گنج سازى از ميان برود و اثرى از آنها در ميان مسلمانان بر جاى نماند . و از جمله اقدامهاى اساسى براى ايجاد توازن و قسط ، و از بين بردن دو بلاى « تكاثر » و « فقر » ، عمل به انفاق است ، نه اينكه تنها به موعظه بسنده شود و شعارهايى ميان تهى جريان يابد ، يا اينكه محرومان را از طريق وعظ به آن برانگيزند كه بىسر و صدا سختيهاى ناكامى را تحمّل كنند ؛ و از اين راه زمينه براى بهره كشى بهره كشان و مكندگان خون مردم آماده تر شود . اين گونه چيزها از دين پاك خدا نيست ، چون وعظ در اسلام چيزى است كه مقرون به عمل و آميختهء به آن باشد . و مردمان را به قبول ظلم وادار كردن خود ظلم و يارى كردن به ظالمان است ، و سبب برقرار ماندن ستمگران و هموار شدن هر چه بيشتر راههاى ستمگرى براى ايشان خواهد شد . در پرتو آنچه گفته شد ، هر كس چنان گمان كند كه فرصت دادن به ثروتمندان و متكاثران براى ادامه دادن به كار زشت خويش راهى سودمند براى برافتادن فقر و ناكامى است - از آنرو كه اينان از اموال خود چيزى به فقرا مىبخشند - گرفتار خيالى باطل شده است ، زيرا كه اين پندار چنان مىگويد كه : گروه متكاثران و وابستگان به ايشان را به حال خود واگذاريد تا به آنچه از ثروت كه خواستار آنند برسند و هر چه را كه مىخواهند در اختيار خويش گيرند ، و اموال مردم را غصب كنند ، و ارزاق ايشان را بدزدند ، و پس از اينها همه ، پس مانده اى از معاش را در اختيار تيره بختان و مسكينان قرار دهند . و اين چيزى جز واژگونه پوشيدن پوستين و وارونه فهميدن اسلام نيست . چه اسلام هرگز ستمكاران را آزاد و فارغ به حال خود رها نمىكند ، و درد را چنان به حال خود وانمىگذارد تا سخت و

--> « 1 » . « مكارم الاخلاق » / 526 . نيز براى اطلاع از احوال متكاثران و سرمايه داران فصلهاى مربوط ( جلد سوم و چهارم ) .