جمعى از نويسندگان ( كوشش سيد مهدى جعفرى )
ترجمة وشرح قصيدة عقيلة أتراب القصائد 498
گنجينه بهارستان ( مجموعه رساله در علوم قرآن و روايى ) ( فارسى )
إنّ الغيوب بإذن اللّه جارية * مدى الزّمان على سبل جلت سورا بدرستى غيبها بهدستور خداى ، زنده است تا آخر زمان بر راهها كه گشاده سورهها را « 1 » . ومن يقل بكلام اللّه طالبهم * لم يحل « 2 » في العلم وردا لا ولا صدرا وهركه گويد به كلام خداى جست از ايشان [ شيرين نشد ] « 3 » در علم نه از روى آمدن ونه از روى بازگشتن « 4 » . ما لا يطاق ففي تعيين كلفته * وجائز ووقوع عضلة البصرا ومحال است جست از ايشان آنچه طاقت داشته نمىشود پس در معيّن گردانيدن دشوارى وى است ورواست وافتنده است فروماندگى بينندگان . للّه درّ الّذى تأليف معجزه * والانتصار له قد أوضحا الغررا هميشه باد آنكه فرآهم آورده معجز أو وانتصار أو را به درستى گشاده كردند اين دو كتاب سپيدىها [ را ] يعنى شبهاى جهل را روشن كردند « 5 » ولم يزل حفظه بين الصّحابة في * علا حياة رسول اللّه مبتدرا وهميشه بود ياد گرفتن كتاب خداى ميان صحابه در اوّل حيات رسول خداى شتافته شد .
--> ( 1 ) . ح : يعنى سورهها باشد كه در وى خبر غيب باشد كه هنوز آن غيبها بهوجود نيامده باشد پس صدق آن هنوز درست نشده باشد . اگر اعجاز قرآن خبر غيب بود پس اعجاز آن سوره هنوز معلوم نبود . وبعضي سورهها باشد كه در وى خبر غيب نباشد پس معلوم شد كه اعجاز قرآن خبر غيب نيست ه . ( 2 ) . س : لم يخل . ( 3 ) . س : خالى نشد . ( 4 ) . ح : يعنى معجز بودن أو اين است كه كلام خدا است . گويد گفته شود أو را كه حق تعالى فرمود كافران را كه بياريد مانند قرآن يس آن سوره كه بايد كلام خدا بود . پس كافران عاجز بودند از آوردن كلام خدا پس حق تعالى به محال فرموده باشد وفرمودن به كار محال بىفايده بود ومناسب علما نباشد ه . ( 5 ) . ح : يعنى به خير وبركت باد آنكه معجز نام كتاب أو وانتصار نام كتاب أو گشاد وشرح كرد اين سخنهاى مشهور را وآن أبو بكر اشعرى است كه دو كتاب تصنيف كرد ه .