مهدى مهريزى و على صدرايى خويى

65

ميراث حديث شيعه

خواهند يافت كه واجب الوجود و قائم به ذات است و محتاج نخواهند بود به ملاحظهء نشان‌هاى آفاقى و انفُسى . پس اوّل ، استدلال است به خدا بر خدا ، و دوم ، استدلال است به غير خدا بر خدا ، و سيّم ، استدلال است به خدا بر غير خدا تا سالكان مسالك توحيد و ايمان و نائمان بَوادى ظلمت و طغيان ، در ترتيب سلوك ، از بدايت به حسَبَ اتّصاف وجوب وجود عارف گرديده ، استنباط نهايت نمايند ، باز به مجموع مراتب رجوع نموده ، چنانچه در طى ترجمه ، ظاهر [ و باهر ] خواهد شد . نظر همّت و توجّه را بر مشاهدهء انوار ثلاثه مقصور دانند و در همهء حالات از شدّت و رخا و عافيت و بلا در مقام خوف و رجا و خضوع و خشوع و توبه و انابه با كمالِ حيا و اعتراف عجز و قصور به ياد معبود قيام نمايند ، و دعا را سبب دفع بلا و رادّ قضا و جلب نعما و صادّ كِيد اعدا دانند ، و پناه از عذاب نيران و وصول به درجهء ابرار در دار القرار شناسند و هر صباح ، دست دعا و سؤال را بر درگاه مُفضّل بىنياز ، چون پنجهء آفتاب بر گشايند ، و روى تضرّع و افتقار به دل و جان و چهرهء نيازمندى و انكسار با اطمينان جَنان به قبلهء بارگاه مقلّب ليل و نهار ، خورشيدوار آرند . و بعد از اين مراتب ، همهء اغيار را در نظر اعتبار ، معدوم پندارند و براى حق و جمال مطلق باقى مانند كه اين ، نهايتِ درجات صدّيقين و غايت افكار عارفين باشد . و چون عبادت معبود ، خالى از چهار وجه نيست : يا از جهت كمالات ذاتيّهء اوست ، يا از جهت آن است كه مخلوقات را از كتمِ عدم به ساحت نور وجود آورده ، يا از جهت اميد شفقت و مرحمت و يارى اوست ، يا از جهت بيم ضرر رسانيدن اوست ، و اين دعاى بزرگوار [ عالىمقدار ] ، همه را شامل است . [ دليل اثبات صانع عالميان ] و چون براهين خداى - عزوجلّ - اقوى از دلايل همه كس است و ارشاد ائمهء هُدا در تكميل خلايق بس است ، براهين عقليه بر وجود وجوب بارى تعالى