مهدى مهريزى و على صدرايى خويى
41
ميراث حديث شيعه
پادشه گر نبودى ، آدميان * هر چه مىخواستند ، مىكردند گر نبودى ز حاكمان ترسان * خون هم را چو آب مىخوردند حديث نهم : ما أَنْكَرْتُم مِنْ سُلْطانِكُم فبما نَقَصْتُمْ مِنْ أَعْمالِكُم . يعنى : زيادتى كه به شما مىرسد از [ سم ] پادشاه ، به سبب نقصان اعمال شماست . بر سرِ خلق آنچه مىآيد * شاه را در ميان ، گناهى نيست از عملهاى زشت ايشان است * واندر اين ، هيچ اشتباهى نيست حديث دهم : انَّ أَحَبَّ النَّاس إِلى اللَّهِ يَوْم القِيامَةِ وَ أَقْرَبَهُم مِنْه مَجْلِساً إِمامٌ عادِل ، وَ إِنَّ أَبْغَضَ النَّاسِ إِلَى اللَّهِ يَوْمَ القِيامَةِ وَ أَبْعَدَهم مِنْه مَجْلِساً إِمامٌ جائِرٌ . ( 1 ) يعنى : به تحقيق كه دوستترين آدميان به خدا و نزديكتر ايشان از روى قرب به حضرت اعلى - تقدّس و تعالى - در روز جزا ، پادشاه عادل است كه به عدل و احسان با مسلمانان زندگانى كرده ، و دشمنترينِ خلق از روى غضب در روز قيامت و دورترينِ ايشان از روى مجالست به درگاه عزّت ، پادشاه ظالم است كه به جور و عدوان بر زيردستان تعدّى نموده . شاه عادل به نزد حق باشد * روز محشر ، احبّ و هم اقرب شاه ظالم ز دور بنشسته * با چنان حال ، مستحقّ غضب حديث يازدهم : ما مِنْ شَيْءٍ أَعَبُّ نَفْعاً مِنْ رِفْقِ إِمام وَ عَدْلِه ، وَ ما مِنْ شَيْءٍ أَعَمُّ ضَرّاً مِنْ خُرقِ إِمامٍ وَ جَورِهِ . يعنى : هيچ نفع ، پُر فايدهتر از رفق و عدل پادشاه نيست ، و هيچ ضرر ، زيادهتر از
--> ( 1 ) . روضة الواعظين ، ص 467 ؛ بحارالأنوار ، ج 72 ، ص 351 ؛ مسند أحمد ، ج 3 ، ص 22 ؛ سنن الترهذي ، ج 2 ، ص 394 ( ح 1344 ) ؛ السنن الكبرى ، ج 10 ، ص 88 ؛ مسند ابن المبارك ، ص 164 ؛ كنز العمال ، ج 6 ، ص 10 ، ( ح 14607 ) .