الشيخ المفيد ( مترجم : خانبلوكى )

399

الإرشاد ( فارسى )

خود را معين كرد از جملهء آنان عبد اللّه بن عباس را به طرف بصره فرستاد تا نظارت در امور حكومتى داشته باشد . هنگامى كه معاويه از شهادت حضرت على عليه السّلام با خبر شد و فهميد كه مردم با فرزند بزرگوارش امام حسن عليه السّلام بيعت كرده‌اند مردى را از قبيله حمير به كوفه و شخص ديگرى را از بنى القين به بصره براى جاسوسى فرستاد تا قضاياى اين دو شهر را براى او بنويسند و گزارش دهند و مردم را عليه امام حسن عليه السّلام تحريك كنند . امام حسن عليه السّلام از مأموريت اين دو مرد اطلاع پيدا كرد دستور داد حميرى را از خانه مرد حجام در كوفه كه آن جاسوس در خانهء او بود بيرون بياورند و سر او را از تن جدا كنند و آن كسى كه به بصره رفته و نزد مردم بنى سليم بود نيز بكشند بعد از اين جريان امام حسن عليه السّلام به معاويه نامه‌اى نوشت : به درستى كه افرادى را مخفيانه براى روشن كردن آتش مكر و حيله و شيطنت مىفرستى و جاسوسانى را مأمور كرده‌اى ، اين چنين كه معلوم است آرزوى مرگ دارى بدان كه مرگ به تو خيلى نزديك است و منتظر باش كه به زودى سراغ تو مىآيد ، اطلاع پيدا كرده‌ام از شهادت پدرم خوشحال شده‌اى با آنكه هيچ آدم عاقلى از شهادت او خوشحال نمىشود ، همانا سرانجام كار تو چنان است كه اين مرد شاعر گفته است . به كسى كه تلاش مىكند گذشته خود را خوب جلوه دهد بگو خود را آماده مرگ كند كه نوبت ديگران است ، ما و گذشتگان ما مانند شخص مسافرى هستيم كه قرار است شب را تا صبح در منزلى بسر ببريم . معاويه در پاسخ به امام حسن عليه السّلام نوشت : به شكر خدا اصلا نيازى به يادآورى نداريم . بعد از اين جريان ميان امام حسن عليه السّلام و معاويه نامه‌هايى رد و بدل شد و امام مجتبى عليه السّلام دليل‌هايى مىآورد كه در آن دليل‌ها حق خود و حق پدر خود را بر كسانى كه خلافت را غصب كرده بودند ثابت مىكرد و براى آنان روشن مىكرد كه شما با زور و ظلم حق پسر عموى پيامبر را از بين برديد و نگذاشتيد او به حق خود برسد و اگر بخواهيم تمام دليل‌هاى امام مجتبى را براى اثبات حق خود و پدرش بيان كنيم اين كتاب گنجايش آن را ندارد . معاويه براى اينكه به مقاصد پليد و زشت خود برسد از شام به عراق سفر كرد و با آهنگ پيروزى با لشكرى به سوى عراق پيشروى كرد وقتى كه به پل منبج در حلب رسيد امام حسن از آمدن او باخبر شد ، حجر بن عدى را مأمور كرد تا دست‌اندركاران حكومت و بقيهء مردم را به جهاد با معاويه دعوت نمايد . مردم در ابتدا ، جنگ با معاويه را قبول نكردند و بالاخره ناچار ، براى جنگ با او آماده شدند ، كسانى كه قصد يارى امام مجتبى عليه السّلام در جنگ را داشتند آماده شدند ، بعضى از آنها شيعه بودند و بعضى از گروه خوارج بودند كه براى دشمنى با معاويه آماده جنگ شده بودند و هدفشان كمك كردن به امام حسن مجتبى عليه السّلام نبود و عده‌اى هم مردمى بودند كه دنبال فتنه مىگشتند و عده‌اى هم فرصت‌طلب و بعضىها هم در امامت امام مجتبى عليه السّلام شك داشتند و گروه ديگرى از مردم بودند كه