الشيخ المفيد ( مترجم : خانبلوكى )

397

الإرشاد ( فارسى )

هنگامى كه حضرت على عليه السّلام بوسيله شمشير دشمن به شهادت رسيد امام حسن عليه السّلام به بالاى منبر رفت و به مردم گفت : خودشان به حق قضاوت كنند و در پايان منبر ياران پدر بزرگوارشان با ايشان بيعت كردند و پيمان بستند كه حضرت با هر كسى كه بجنگد بجنگند و با هر كسى كه آتش‌بس نمايد صلح نمايند . ابو مخنف ميگويد : فرداى آن شبى كه حضرت على عليه السّلام به شهادت رسيد امام حسن عليه السّلام بالاى منبر رفت و فرمود : شب گذشته مردى از دنيا رفت كه هيچيك از گذشتگان در انجام وظيفه بر او سبقت نگرفتند و كسانى كه هم در آينده مىآيند نمىتوانند پا بپاى او به كارهاى او رسيدگى كنند ، پدرم در ركاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله جنگ مىكرد و به خاطر اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حفظ شود و به او صدمه‌اى نزنند از خود گذشتگى مىكرد ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پدرم را پرچمدار جنگ خود قرار ميداد و جبرئيل از طرف راست و ميكائيل از جانب چپ از پدرم نگهدارى مىكردند و با يارى خداى متعال هر وقت از ميدان باز مىگشت پيروز بود . حضرت على عليه السّلام در شبى از دنيا رفت كه در آنشب عيسى عليه السّلام به آسمان بالا رفت و يوشع بن نون جانشين موسى درگذشت . پدرم وقتى مىخواست از دنيا برود هيچ طلا و جواهرى از خودش نداشت فقط هفتصد درهم داشت كه مىخواست با آن هفتصد درهم ، خدمت‌گذارانى براى خويشاوندان خود بخرد . در اين حال بود كه حضرت گريست و مردم هم با او گريه كردند سپس امام حسن در بالاى منبر به سخنان خود ادامه داد و فرمود : مردم من پسر بشارت‌دهنده الهى و انذاركننده خداوند هستم ، من پسر كسى هستم كه مردم را به فرمان خداوند به خداپرستى دعوت مىكرد ، من پسر چراغ تابانم ، من از خانواده‌اى هستم كه خدا زشتى را از آنان دور ساخته و آنان را پاك و پاكيزه كرده است ، من از خانواده‌اى هستم كه خدا ، دوستى اين خانواده را در قرآن واجب نموده : خدا به پيغمبر گفت كه اى پيغمبر به مردم بگو : اى مردم من در مقابل سختيهايى كه براى هدايت شما كشيده‌ام مزدى نمىخواهم و مزد من فقط دوستى با اهل بيت من است و كسى كه كار خوب انجام دهد ما پاداشش را زياد مىكنيم . « 1 » بنابراين دوستى با اهل بيت من همان كار پسنديده و خوبى است كه خدا اشاره كرده . امام بعد از اينكه خود را در بالاى منبر معرفى كرد از منبر پايين آمد و در جاى خود نشست . عبد اللّه بن عباس در برابر امام مجتبى عليه السّلام ايستاد و گفت : اى مردم اين مرد بزرگ فرزند پيامبر شما و جانشين امام شما است با او بيعت كنيد ، مردم به حرف عبد اللّه گوش دادند و همگى گفتند : ما او را دوست داريم و حق او بر ما واجب است . بعد از سخنان كوتاه عبد اللّه مردم به عنوان خلافت با امام حسن مجتبى عليه السّلام بيعت كردند و در روز جمعه بيست و يكم ماه رمضان سال چهلم هجرت اين موضوع عملى و اجرا شد . امام حسن مجتبى عليه السّلام بعد از آنكه در ظاهر به مقام خلافت منصوب شد دست‌اندركاران حكومت

--> ( 1 ) - شورى / 23 .