الشيخ المفيد ( مترجم : خانبلوكى )
419
الإرشاد ( فارسى )
راوى مىگويد : حسن بن حسن در قضيه كربلا بوده و هنگامى كه عموى بزرگوارش شهيد شد و خاندان او به اسارت مىرفتند او هم از اسيران بود ولى شخصى به نام اسما پسر خارجه آمد و حسن بن حسن را از ميان اسيران جدا كرد و گفت : به خدا قسم هيچ وقت نبايد پسر خوله اسير شود و دست كسى به او نخواهد رسيد ، عمر سعد هم گفت : او را به ابو حسان پسر خواهرش ببخشيد . روايت شده حسن بن حسن زخمى شده و با همان بدن زخمى اسير شده و بعد از آن خوب شد و مدتى زندگى كرد . راوى مىگويد : حسن بن حسن از عموى بزرگوارش يكى از دخترانش را خواستگارى كرد حضرت فرمود : اى يادگار برادر هر كدام از دختران من را كه ميخواهى انتخاب كن حسن خجالت كشيد پاسخى نداد امام حسين عليه السّلام فرمود : من دخترم فاطمه را كه از بقيه بيشتر به مادرم شباهت دارد به همسرى تو انتخاب مىكنم ، حسن بن حسن در سن سى و پنج سالگى از دنيا رفت . حسن بن حسن با اينكه برادرش زيد زنده بود ولى ابراهيم بن عمر برادر مادريش را جانشين خود قرار داد . چون حسن از دنيا رفت ، همسرش فاطمة بنت الحسين بر سر قبر او خيمه زد و شب و روز را در آنجا به نماز و روزه مىگذراند فاطمه از نظر زيبايى مشابه حوريه بهشتى بود يك سال از اين قضيه گذشت فاطمه به كنيزان خود گفت : وقتى شب شد بساط مرا جمع كنيد و وقتى شب شد فاطمه گفت شنيدم شخصى را كه ميگفت : آيا فاطمه آنچه را از دست داده پيدا كرده و شخصى جواب داد : گويا نااميد شده دست برداشته است . حسن بن حسن از دنيا رفت و به هيچ وجه ادعاى امامت نكرد و هيچكس اين سمت را براى او ادعا نكرد . عمر و قاسم و عبد إله فرزندان امام حسن عليه السّلام در پيشگاه عمويشان امام حسين عليه السّلام هر سه در كربلا شهيد شدند خداوند از آنان راضى باد و آنان را نيز راضى گرداند . عبد الرحمن همراه عمويش به حج بيت اللّه رفت و در ابواء در لباس احرام از دنيا رفت . حسن بن حسن معروف به اثرم مردى فاضل بود ولى شخصى احوالات او را بيان نكرده - طلحه بن حسن ، مردى جوانمرد و بخشنده بود .