السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : ثبوت )

37

الإسلام يقود الحياة ( سرچشمه هاى قدرت در حكومت اسلامى ) ( فارسى )

نسبتى با كشورهاى استعمارگران نداشته باشد . همين حقيقت آشكار است كه سبب شده تعدادى از گروه هاى سياسى در جهان اسلام ، به فكر بيافتند كه مليت هاى گوناگون توده ها را در جهان اسلام ، فلسفه و بنيادى بگيرند براى تمدن و سازمان دهى اجتماعى ، و حريصانه كوشش هائى بسيار به كار برند براى آن كه رگ ليت خواهى را به تكان آرند تا يك سلسله شعارهاى انقلابى را به صورتى صد در صد جدا از موجوديت فكرى استعمار مطرح كنند بى آن كه توجه نمايند كه مليت چيزى نيست مگر رابطه اى بر اساس وحدت در تاريخ و زبان ، نه فلسفه اى داراى يك سلسله مبادى است و نه عقيده اى داراى بنيادهاى روشن . و در سرشت خود نسبت به فلسفه ها و مكتب هاى اجتماعى و عقيدتى و دينى مختلف ، موضع گيرى مشخصى نداشته و از اين رو نيازمند آن است كه ديدگاه معينى در برابر هستى و زندگى اتخاذ كرده و فلسفه ويژه اى را بپذيرد كه بر بنياد آن ، مرزهاى تمدن خود و جنبش خود و سازمان هاى اجتماعى اش را طرح ريزى نمايد . و اين جا تفاوت بزرگى آشكار مىشود كه موجود است ميان : شيوه هاى انسان اروپائى و غربى كه هر چه هم چارچوب ها و رنگ هاى ظاهرى براى آنان نهاده شود باز هم در ذهن توده ما با انسان دو قاره استعمارگر پيوند خورده است ، با شيوه اسلامى كه از اين لحاظ از يك پاكى صدر در صد بر خوردار است ، زيرا در ذهن توده ، نه با تاريخ دشمنانشان - بلكه با تاريخ افتخارات ذاتى خودشان مرتبط است ، و نمايانگر اصالت آن است و انگشتان