السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : فهرى زنجانى )

27

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى )

مييابد ديديم كه ( ب ) همزمان با وجود ( أ ) وجود يافت اين همزمانى را دو حالت هست : اول آن حالتى كه ما يقين داشته باشيم كه در ظرف اجراى آن آزمايش ( ت ) وجود نداشته است و حالت ديگر آن حالتى است كه ما چنين يقينى را نداريم و بلكه شك داريم كه ( ت ) موجود بوده يا نه ؟ در حالت اوّلى ميتوانيم بطور يقين استنباط كنيم كه ( أ ) سبب است از براى ( ب ) براساس اصل مسلّم مفروض زيرا ما دامى كه وجود ( ب ) بدون سبب محال باشد و ما دامى كه از چيزهائى كه سبب بودنشان محتمل است هيچ‌يك بجز ( أ ) با ( ب ) همزمان نبوده است ضرورى خواهد بود كه سبب همان ( أ ) است و در اين استنباط نيازى نه به هيچ علم اجمالى داريم و نه بنموّ تدريجى احتمال زيرا در چنين موردى دليل سببيّت استنباطى محض است و استقرائى نيست . و امّا در حالت دوّم طبعا سببيّت ( أ ) از براى ( ب ) مشكوك خواهد بود با وجود اينكه با همديگر قرين و همزمان هستند زيرا اين اقتران هم‌چنانكه ممكن است براساس وجود علاقهء سببيّت ميان آن دو توجيه و تفسير گردد هم‌چنين ممكن است بعنوان يك تصادف نسبى توجيه شود و چنين فرض شود كه ( ب ) در نتيجهء وجود ( ت ) در آن لحظهء آزمايش وجود يافته است پس ما در آن آزمايشى كه به عمل آورده‌ايم در زمينهء پديدهء اقتران ميان ( أ ) و ( ب ) با دو تفسير مواجه هستيم حال اگر آزمايش را تكرار كرديم و در آزمايش دوّم نيز همان نتيجه را گرفتيم و ( ب ) با ( أ ) اقتران داشت با عين همان دو تفسيرى كه گذشت مواجه خواهيم گشت زيرا ما دامى كه تصادف نسبى در آزمايش اوّلى محتمل است در آزمايش دوّم نيز محتمل خواهد بود . در اين حالت است كه علم اجمالى پا در ميان ميگذارد تا بر طبق نظريّهء احتمال ، باحتمال سببيّت ( أ ) از براى ( ب ) نموّ دهد پس بعد از دو آزمايش مثبت براى ما علم اجمالئى حاصل مىشود كه مجموع اطراف آن داراى چهار عضو است