السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : فهرى زنجانى )
1
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى )
( كتاب حاضر ) افكار بشر ، بطور عادى با دو گونه استدلال سروكار دارد كه آن دو در ميان استدلالهاى بشرى جنبهء اصالت و برترى دارد . 1 - استدلال از طريق استنباط . 2 - استدلال از رهگذر استقراء و هريك از ايندو دليل : استنباطى و استقرائى را راهى مخصوص و رسمى مشخص است . مقصود ما از استنباط : هر استدلالى كه نتيجهء آن مقدماتى كه ما را به آن نتيجه رسانده است بيشتر و وسيعتر نباشد آن را استدلال استنباطى گوئيم بنابراين توسعهء دائرهء نتيجهء در دليل استنباطى ميبايست هميشه به قدر توسعهء مقدمات آن باشد و يا كوچكتر و كمتر از مقدمات مثلا ميگوئيم : 1 - محمّد انسان است . 2 - و هرانسانى خواهد مرد ، ( نتيجهء ايندو مقدّمه اينكه ) محمّد نيز خواهد مرد . 2 - و باز ميگوئيم : 1 - هر آنچه حيوانش مىناميم يا صامت و بىزبان است ، و يا ناطق و گويا . 2 - حيوان صامت خواهد مرد ، و حيوان ناطق نيز خواهد مرد ( نتيجه ايندو مقدمه اينكه ) هر آنچه حيوان ناميده شود خواهد مرد . مىبينيم در استدلال شمارهء 1 نتيجهايكه از راه استنباط بدست آمد اين بود ( كه محمّد خواهد مرد ) و اين نتيجه كوچكتر از مقدماتش مىباشد زيرا اين نتيجهگيرى فقط در مورد يك فرد انسان كه محمّد باشد به عمل آمد درحاليكه مقدمهء اين استدلال چنين بود : كه هرانسانى خواهد مرد و اين حكم به تمام افراد انسان شامل بود .