محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

419

الحياة ( فارسي )

نگاهى به سراسر فصل ابطال شخصيت انسانى : شخصيّت آدمى بعدها و جوانبى دارد كه همچون سازگارى جزء و كل ، با هم سازگارى دارند . بر اين پايه ، چون يكى از بعدهاى شخصيّت انسانى سست و ضعيف شود ، اين سستى به بعدهاى ديگر سرايت مىكند و آنها را از ميان مىبرد . از اينجاست كه استضعاف اقتصادى به استضعاف فكرى و فرهنگى و اخلاقى و اجتماعى و سياسى و حقوقى و دينى مىانجامد . و از اينجاست كه استضعاف به استكبار شبيه است ، يعنى به همان گونه كه استكبار ابعاد فكرى و فرهنگى و سياسى و اجتماعى و اقتصادى دارد ، و هر يك از آنها در ديگرى تأثير مىكند و از آن متأثّر مىشود ، استضعاف نيز چنين است . نيز به همان گونه كه برخى از اشكال استكبار راه را براى برخى ديگر هموار مىسازد ، استضعاف نيز چنين است ، يعنى استضعاف فكرى و فرهنگى به ساير اشكال استضعاف منجر مىشود . و « استضعاف فكرى و فرهنگى » ، در مواردى مقدّمه و زمينهء پديد آمدن « استضعاف اقتصادى » است ، و در مواردى نتيجهء آن است . و از اينجا ، و پس از ملاحظهء حالات قشرهاى فقير و بدبخت اجتماع ، آشكار مىشود كه فقر - يعنى استضعاف اقتصادى - زمينه را براى عقب ماندگيهاى ديگر فكرى و فرهنگى و اجتماعى و سياسى مهيّا مىكند ؛ و خود سبب اصلى احساس حقارت و فرو ريختن شخصيّت انسانى است ، كه سرانجام به استضعاف اخلاقى مىانجامد ، و فضايل شخصيّت فقير را وارونه مىنماياند ، و او را در نظر ديگران خوار مىسازد ، و به همانندان خود نيازمند مىكند . آگاهيى مهم گفته‌اند : اصل وجود فقر ( بدون اطلاع درست از آثار منفى و زيانهاى گوناگون آن ) ، كمتر مىشود كه افراد و ملَّتها و حكومتها را به طرد و دفع آن وادار سازد ، و آنان - اغلب - به صرف گرفتار شدن در