محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )
410
الحياة ( فارسي )
چنان كه صحيح است - عمل كند . و اين خود نتيجه اى از استيلاى فقر و فشار آن است . چه بسيار و چه بسيار اعمال عبادتى است كه فقرا و ناكامان نمىتوانند به ادا كردن آنها بپردازند ، و با آنها آميزش روحى پيدا كنند . ب - جانب اجتماعى ، بدان جهت كه براى فقير و محروم امكان آن وجود ندارد كه در مجامع دينى حضور يابد ؛ فرد بينوا چگونه مىتواند نقش جدّى در « عيد قربان » و « عيد فطر » و به همين گونه در « نماز جمعه » و در عيد اسلامى بزرگ يعنى « عيد غدير » داشته باشد ؟ و چگونه مىتواند به حجّ خانهء خدا برود و در اين اجتماع بزرگ شركت جويد ؟ او از معنويّات نيز به همان گونه محروم است كه از مادّيّات بىبهره است . و آيا اين امرى است كه اسلام آن را براى گروهى اندك روا دارد ، تا چه رسد به اينكه قشرهايى وسيع گرفتار آن باشند ؟ از اين رو و براى رهانيدن ناكامان از محروميّتهاى روحى و معنوى ، - امام صادق « ع » مىفرمايد : « . . . و يعطى المؤمن من الزّكاة ما يأكل منه و يشرب و يكتسي و يتزوّج و يحجّ و يتصدّق « 1 » - ( 1 ) به مؤمن از مال زكات سهمى داده مىشود ، تا از آن بخورد و بياشامد و لباس تهيه كند و در ازدواج و سفر حج و صدقه دادن به مصرف برساند » . به اين نظر الهى اسلامى و انسانى توجّه كنيد ، كه شالوده هاى مساوات و برابرى را استوار مىدارد ، نظرى كه اين معلَّم معصوم بدان گونه به انسان اجتماع دينى مىنگرد ، و چنان نظر مىدهد كه اين انسان بايد از خوردن و آشاميدن و لباس پوشيدن و همسر اختيار كردن برخوردار شود ، و به حق خويش از حقايق روحى دسترس پيدا كند ، پس به حج رود ، و صدقه دهد . پس به همان گونه كه مسلمان ثروتمند به حجّ خانهء خدا مىرود و صدقه مىدهد ، فقير نيز بايد بتواند حج گزارد و صدقه دهد . چه فرقى ميان انسانى با انسان ديگر وجود دارد ؟ آيا توانگر چنان تصوّر مىكند كه او تافتهء جدا بافته اى است ؟ و چنان مىپندارد كه او احترامى نزد خداوند داشته كه به او ثروت عطا كرده است ، و از آن
--> « 1 » « دعائم الاسلام » / 260 - 261 .