محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

400

الحياة ( فارسي )

و آثار منفى و زيانبخش آن در « نگرش اسلامى » مىنگريم ، و پيامدهاى آن را كه درست در جهت عكس حركت تكاملى انسان قرار دارد توضيح مىدهيم ؛ و از اين موضوع حياتى - در ضمن پنج مسأله - بحث مىكنيم : مسألهء نخست - فقر و تعريف و ماهيّت آن : فقر عبارت است از نيازمندى انسان ، يا بىنصيب ماندن از چيزهايى كه براى تأمين زندگى او و كسانى كه در تحت تكفّل او هستند كفايت كند . به عبارتى دقيقتر : فقر عبارت است از نداشتن چيزهايى كه آدمى در زندگى به آنها نيازمند است ، و ناقص يا اندك بودن امكاناتى كه شكوفايى قابليّت آدمى و ظهور استعدادهاى او به آنها بستگى دارد . تعبيرهاى حديثى در بارهء فقر - اغلب - مىخواهند مطلب ياد شده را برساند ، مانند سخن امام على « ع » : « الفقر ، الموت الأكبر « 1 » - ( 1 ) فقر ، مرگ بزرگ است » ، چه مرگ عبارت است از نابودى زندگى و باطل شدن نيروهاى جسمى و حياتى . نيز اين سخن آن امام « ع » : « القبر خير من الفقر « 2 » - ( 2 ) قبر ( مردن و دفن شدن ) ، بهتر از فقر است » ، كه در قبر جسد آدمى دفن مىشود ، ولى در گودالهاى فقر هر چه آدمى نيرو و شايستگى و موهبت دارد مدفون مىگردد . مسألهء دوم - فقر و نابود شدن قانون توازن : قانون « توازن » كه بر همهء عالم - و از جمله انسان - حاكم است ، مىخواهد تا انسان ، با جسم و روح خود ، در گذرگاه تعادل و ميانه روى سير كند ، و آنچه كه كفاف زندگى او را بدهد در اختيار داشته باشد . و فقر ( كمبود مالى و امكانات ) ، يعنى فقدان ضروريّات زندگى و معاش ، پس با وجود آن توازن و كفاف از ميان مىرود ، و به آدمى زيان مىرساند ، و او را از پيمودن مسير تكاملى خود باز مىدارد ، چنان كه امام على « ع » مىفرمايد : « . . . و إن عضّته الفاقه شغله البلاء ، و إن أجهده الجوع قعد به الضّعف . . . فكلّ تقصر به مضرّ . . . « 3 » ( 3 ) اگر در چنگال فقر گرفتار شود ، اين بلا او را

--> « 1 » « نهج البلاغه » / 1166 ؛ « عبده » 3 / 192 . « 2 » « كافى » 8 / 21 . « 3 » « نهج البلاغه » / 1136 ؛ « عبده » 3 / 175 ؛ « كافى » 8 / 21 .