محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

397

الحياة ( فارسي )

گسترشى در خور ، يا كفافى پاسخگو عنايت فرما . بنگريد ! هر كس كه مىخواهد اين بخش از دعا را به صورتى شايسته دريابد ، بايد در پنج چيز خوب بينديشد : 1 - اينكه فقر بدتر از مقروض بودن است ، چه فقير آن گونه مورد اعتماد اجتماعى نيست كه فرصت وام خواستن براى او فراهم شود ، و تا از چنگال فقر بيرون نيايد - اگر چه تا اندازه اى - كسى به او مالى قرض نمىدهد ؛ با آنكه وام گرفتن نيز معلول نادارى است ، و خود فقر ديگرى است كه بر فقر نخستين افزوده مىشود . 2 - در دعا علَّتهاى پناه بردن از فقر به خداى متعال چنين آمده است : ( 1 ) - رفتن آبرو . ( 2 ) - پراكندگى فكرى و سرگشتگى و پريشانخاطرى كه بر آدمى مستولى مىشود . ( 3 ) - غم و اندوه . ( 4 ) - خوارى . ( 5 ) - بىخوابى . ( 6 ) - مسئوليّت اخروى ( در صورت گرفتن قرض بى جا ، يا كوتاهى در پرداخت و . . . ) 3 - در اين بخش از دعا ، پنج بار - به تعبيرهاى گوناگون - از فقر به خداوند پناه برده شده است . 4 - از اين بخش از دعا - كه مشتمل است بر بيان نتايج منفى تجربى و واقعى نادارى و بدهكارى - آشكار مىشود كه قرض امرى است كه اسلام آن را همچون يك ضرورت - براى موارد نياز - مقرّر داشته است نه چون يك اصل ؛ و از آنرو بر قرض دادن تأكيد شده است كه نيازمنديهاى مردمان در اوضاع و احوال خاص برآورده شود ، و از راه