محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

38

الحياة ( فارسي )

مادّه و دوستى آن و دل بستن به آن مدفون مىماند . آرى ، شايسته نيست كه متكاثران را - چنان كه در احاديث آمده است - در زمرهء عقلا به شمار آوريم ، چه آدمى در آن هنگام عاقل به شمار مىرود كه از عقلى آزاد و شكفته و باز برخوردار باشد ، تا بتواند به پايان كارها نظر كند و عاقبت را بنگرد ، نه اينكه عقل او به زنجيرها بسته باشد و پيوسته عشق مال نابودشدنى او را فريفته دارد . ( 2 ) - جهل تكاثرى و ناهنجار شدن فطرت انسانى : در گذشته بيان كرديم كه تراز مال در مكتب اقتصادى و اجتماعى اسلام تراز قوامى ( معتدل ) است ، و حد و مرز آن ، حد و مرز قوام ( اعتدال ) است براى فرد و جامعه . و اين مطلب آشكار است كه قوام بودن مال براى انسان شامل همهء بعدهاى وجودى او مىشود ، و مايهء بقا و استقرار زندگى مادّى و عقلى و عاطفى و نيز فطرت انسانى و مقتضيات آن است ؛ بدين معنى كه مال در اندازهء قوامى خود ياورى براى انسان است كه به او در پيش رفتن در مسير و مقتضاى فطرت مدد مىرساند . پس تكاثر ، به همان گونه كه تباه كنندهء عقل و مانعى براى شكفتگى و باز شدن آن است ، وسيله اى براى انحراف پيدا كردن فطرت بشرى و تباه كنندهء واقعيّت وجودى و جوهر انسانى او نيز خواهد بود . ( 3 ) - جهل تكاثرى و آثار فردى ( 1 ) : امام جعفر صادق « ع » و امام موساى كاظم « ع » ، در حديث معروف « سپاهيان عقل و جهل » - كه از آن دو امام به نقل معتبر روايت شده است - « قوام » را از « سپاهيان عقل » و « تكاثر » را از « سپاهيان جهل » خوانده‌اند . آرى ، تكاثر از سپاهيان نادانى و خاستگاه بسيارى از نيروهاى ديگر آن در انسان و باعث رشد آنهاست ، همچون حرص و طمع و داشتن آرزوهاى دراز و فريب خوردن به آنها و طغيان و خودپسندى و گردنكشى . و هر يك از اين صفات براى ويران كردن بنياد عقل و پوشاندن فروغ آن كافى است . ( 4 ) - جهل تكاثرى و آثار فردى ( 2 ) : تكاثر مالى ناگزير سبب پيدا