محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

299

الحياة ( فارسي )

پنج - وسعت خانه زمانى ستوده است و از اسباب خوشبختى محسوب مىشود ، كه در ميان مردم گروههاى فراوانى بدون پناهگاه و بدون داشتن يك وجب زمين ديده نشوند . شش - اگر وسعت خانه خوب است ، چرا تنها بايد براى تو باشد نه براى ديگرى ؟ آيا ديگرى - مانند تو - آفريدهء خدا و روزيخوار خدا نيست ؟ آيا ممكن است اسلام تجويز كند كه در جامعه هاى اسلامى شمارى از مردم از خانه هاى بزرگ لذّت ببرند ، در حالى كه كسانى از نداشتن خانه و مأوى ، يا اجاره نشينى در خانه هاى خرد با چند سر عائله در هم بلولند ، و از اجحاف مالكان در رنج و عذاب و اضطراب روحى بسر برند ، و حتى نتوانند بدرستى به عبادت خويش برسند ؟ هفت - وسعت خانه - كه گاه براى عملى كردن هدفهاى مشروع و امور خيريّه مورد نياز واقع مىشود - مىتواند به ساده ترين صورت و در حدّ مناسب و براى هدفى ارزشى - چنان كه اشاره شد - باشد ؛ پس اين چگونگى با مبارزهء معروف اسلام با مصرف آزاد و افراطى ، در مورد همه چيز و از جمله خانه و مسكن ، منافاتى ندارد . هشت - اگر بزرگى خانه مايهء خوشبختى فرد مسلمان است ، پس داشتن اصل خانه نيز - به طريق اولى - مايهء خوشبختى و اطمينان روحى و حرمت اجتماعى و رفاه خانوادگى او است . پس لازم است كه حكومت اسلامى مردمان را به اين حقّ مايهء خوشبختى برساند ، و به اجراى عدالت در اين باره بپردازد ، و آنچه را كه غاصبان و اسرافيان و اترافيان ربوده‌اند از ايشان بازستاند و به كسانى كه حقوقشان غصب شده است بازگرداند . و اين امر واجب تنها زمانى مىتواند عملى شود كه با « تكاثر سكنايى » به صورتى قطعى مبارزه شود . همه خانه داشتند در حكومت اسلامى امام على « ع » ، مسألهء مسكن حل شده بود ،