محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

250

الحياة ( فارسي )

خواستارند . ( 5 ) - كوشش بسيار براى درست فهميدن سيرهء عملى و قاطع پيامبر اكرم « ص » و اوصياى او ، و حكمت جهتگيريهاى آنان ، در رفتار با مردمان ، و واقعگرايى ( نه ذهنى انديشى ) در زندگى . ( 6 ) - استحكام بخشيدن به اصول اساسى قرآنى ( همچون اصل اجراى عدالت و قسط ) ، و آنها را ، در هر حكم و استنباط ، مقياس حتمى قراردادن . ( 7 ) - تحصيل علم در بارهء شمارى از موضوعات احكام ، به دليل نوآوريها و پيچيدگيهايى كه در آنها پيدا شده است ، و مشتمل بر ابعاد و صورتهايى است كه مغاير با موضوعات قديمى است . ( 8 ) - نچسبيدن بيش از اندازه ، به آنچه ميان فقهاى گذشته و در آن اوضاع و احوال شهرت و رواج داشته است ، اگر از استنباطات محض ايشان بوده و نصّى بر آن وجود نداشته است ، كه در اين صورت قبول آن ضرورى نيست . بدين گونه ما از ميدان تقليد خارج و به عرصهء « اجتهاد » وارد مىشويم . كسانى هستند كه خود را فقيه و مجتهد به شمار مىآورند ، در صورتى كه بواقع - به صورتى كلى يا جزئى - چيزى جز مقلَّد نيستند ؛ با اينكه امامان هادى « ع » ما را به سوى اجتهاد و « تفريع » سوق داده‌اند نه پيروى و تقليد . و دين الهى هنگامى تر و تازه باقى مىماند ، كه با اجتهادى زنده ، به همهء پرسشهاى بشرى - در دورانهاى تطوّر و تحوّل - پاسخ بدهد نه با تقليد . و از وجود اختلاف در فتوا هيچ باكى نيست ، چه مخالفت اجتهادى در ميان فقهاى بزرگ ما ، در طول سده هاى متمادى وجود داشته است ؛ و اين امر هرگز به كرامت و بزرگوارى آنان خدشه اى وارد نمىكرده است ، بلكه خود اجتهاد و طرد تقليد ، مقتضى پيدا شدن اين اختلافها بوده است و فقيهان پيشين - قدّس الله تعالى أسرارهم - هيچ غم و اندوهى از وجود اين اختلافها به خود راه نمىداده‌اند ، و راه خودشان نيز - در بحثهاى علمى - همين بوده است . ( 9 ) - پذيرفتن « تطوّرهاى سالم » در زندگى انسان . ( 10 ) - فهميدن موضوعات با چگونگى فهم معاصر . ( 11 ) - رهانيدن استنباط از چارچوبهايى كه - بيشتر - به مسائل فردى