محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )
209
الحياة ( فارسي )
مردى كه مرده و چنين تركه اى از خود بر جاى گذاشته است مىگويى كه ( 1 ) خدا خير دنيا و آخرت به او عطا كرده است ، و اين كار را از جانب خدا قطعى مىدانى ؟ با اينكه من خود از رسول خدا « ص » شنيدم كه گفت : « مرا از آن خوش نمىآيد كه بميرم و به اندازهء قيراطى از خود بر جاى گذارم . . . » . و تو اى خوانندهء گرامى ! آشكارا مىبينى كه ابو ذر ، مالكيّتهاى تكاثرى را طرد مىكرد ، و همچون شير بيشه بر تكاثر و اتراف حمله مىبرد ، و بر هر كس كه مالك شدن اين مقدار را به نام اسلام روا بداند ؛ و از آن جهت چنين مىكرد تا دين محمد « ص » ، به پذيرفتن و مردود ندانستن اموال تكاثرى و معيشت اترافى - كه موجب نابودى عدل و انصاف و مردمى است - متّهم نگردد . و همين است اسلام قرآنى محمدى ، و 2 اصول تعاليم سازندهء آن در بارهء اجتماع و معيشت و اقتصاد ، كه صحابى راستگوى انقلابى - فريادگر قسط و عدل - آن را فرياد مىكرد ، و با خواندن آيات و احاديث به حمايت از اصول ارزشى اسلام بر مىخاست . پس هر چه جهتى چنين نداشته باشد ، از اسلام نيست ، تا چه رسد به آنچه مورد تأييد كعب الأحبار اسرائيلى باشد ، كه عامل نفوذى بود ( نه فقط يهوديى مسلمان شده ) و در اسلام به دسيسه كردن مىپرداخت ، و خود را به مراكز حسّاس نزديك مىكرد تا از اسلام ، با تحريف احكام آن در بارهء عدالت اجتماعى ، انتقام بگيرد ، و ارزشهاى متعالى قرآنى را بفراموشاند ، و خوشنامى اسلام را در زندگى و تاريخ لكَّه دار سازد . ( 2 ) - « سورهء تكاثر » و فاجعهء غفلت از محتواى تربيتى و اقتصادى و اجتماعى آن : هيچ نكوهشى در بارهء « تكاثر » ، از آنچه در اين سورهء سرنوشت ساز بزرگ آمده است ، شديدتر و مؤكَّدتر نيست ، چه در اين سوره ، « تكاثر » ، علَّت « الهاء » شمرده شده است . و الهاء ، در حدّ مسئوليّت ناشناسى و بىتعهّدى ( بىبند و بارى ) است . و آيا در اجتماع ، عناصرى زيانبارتر از متكاثران وجود دارند ، كه موجب رواج بىبند و بارى مىشوند ، و خون مردمان را مىمكند ، و اموال فراوان