محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )
114
الحياة ( فارسي )
و نادارى از مهمترين سببهاى انحراف و ناباورى و سقوط اجتماعى است . براى همين مىنگريم كه پيامبران هرگز از مبارزه و طرد ايشان از اجتماع خوددارى نمىكردند ، و به همان گونه كه با فرعون زمان خويش به نبرد برمىخاستند ، با قارون زمان نيز نبرد مىكردند . لازم است كه اين رفتار پيغمبرانه و اصلاحى ، دستورى قطعى براى هر انسان يا اجتماعى يا حكومتى باشد كه براى حق قيام كرده است و مردمان را به عدالت و دادگرى فرامىخواند . و شايد مهمترين اقدام براى ايجاد تنش و ناراحتى اجتماعى ، و بداثرترين آنها ، ايجاد تشتّت و پراكندگى در جامعه هاى اسلامى ، در بارهء تصوّر دينى و اعتقادات اسلامى باشد . و اين كار از دو راه براى ايشان ميسّر مىشود : 1 - دخالت كردن در فهم مردم نسبت به اعتقادات دينى خويش . 2 - دسيسه كردن در استنباط دينى ، از راه عرضه داشتن معلوماتى دروغين به متصدّيان استنباط ، و كوشيدن براى جدا كردن بخشهاى مختلف دين از يك ديگر ( در حوزهء فكرى استنباطگران ) ، تا از اين راه بتوانند به « تحريف موضعى » در احكام دينى توفيق حاصل كنند و - مثلا - سياست را از اقتصاد ، و اقتصاد را از اخلاق - و نظاير اينها - جدا سازند ، و مردمان را به اين جدا بودن معتقد كنند . و از اينجاست كه مردم در اعتقادات خود ايستارهاى مختلف پيدا مىكنند ، و در پرداختن به عمل و اقدام دچار تنش مىشوند ، و گفتگو و جدال در اين باره مىگسترد ؛ و سرانجام كار از جدال به جنگ مىكشد . و از شيوه هاى كار پنهانى متكاثران در مبارزه براى از بين بردن عدالت اجتماعى و جلوگيرى از دست يافتن مردم به حقوق از دست رفتهء خود ، ايجاد بحرانهاى مصرفى است در ميان مردم ، در مورد نيازها و مصرفهاى گوناگون . و از اين راه در برابر مصلحان و انسان دوستان مىايستند و مانع آن مىشوند كه به هيچ مرحله اى از مراحل اجراى قسط و عدل اجتماعى و ايجاد موازنه در توزيع و مصرف برسند . و اينها همه