منذر حكيم / عدى غريباوى ( مترجم : جلالى )
20
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى )
از سوى هوشمندترين خليفگان عباسى ؛ يعنى « مأمون » به كار گرفته شده بود ، نخورد ، چرا كه حضرتش دريافته بود پيشنهاد نخستين مأمون به امام عليه السّلام براى پذيرش خلافت ، سپس پيشنهاد پذيرش منصب ولايتعهدى آن هم در روزگارى كه قيامهاى علويان ، تخت سلطنت عباسيان را مىلرزاند ، فريبى بيش نيست . انگيزههاى آميخته به اغراض شخصى و سياسى مأمون در تحميل ولايت عهدى بر امام عليه السّلام و نيز نيازهاى آن روزگار و شرايطى كه امام عليه السّلام در آن مىزيست بر امام عليه السّلام پوشيده نبود . از همينرو امام رضا عليه السّلام فرصتهاى طلايى را كه مأمون با تحميل ولايتعهدى بر امام عليه السّلام مىخواست بدان دست يابد بر باد داد ، اما خود ، اين موقعيت به دست آمده را مغتنم شمرده ، در راه نشر اسلام و مفاهيم و نشانههاى حقيقى آن و نيز تثبيت پايههاى برنامهء اهلبيت عليهم السّلام پرداخت و با تمام خطهاى مجعول فكرى و مذهبى شايع در آن روزگار هماوردى كرد . حضرت امام رضا عليه السّلام در مركز حكومت مأمون از يكسو و اوج گرفتن و تقويت خط دوستى اهلبيت عليهم السّلام از سوى ديگر ، مأمون را متوجه خطر بزرگى كرد كه او و دستگاه خلافتش را تهديد مىنمود . مأمون براساس محاسبات بىپايهء خود تنها راه رهايى از خطر را در اين مىديد كه به شيوهاى پست ، امام رضا عليه السّلام را از ميان بردارد . او زمانى به عمق اين خطر پى برد كه امام رضا عليه السّلام پايههاى رسالت محمدى و مذهب حق براى شناخت و تبليغ اسلام را محكم كرده بود و نسلهايى از عالمان روشنضمير و هشيار كه به سيصد تن مىرسيدند در دانشگاه خود پرورش داد . آنان در آن شرايط سخت و در حالى كه امت اسلامى زير ستم حكومت عباسى قرار داشت ، مشعل فروزان هدايت را بر دوش كشيده ، راه را فراروى جويندگان مسير صحيح و شاهراه هدايت