ابو الفضل هادى منش
50
ساقى تشنه ( نگاهى به زندگى حضرت ابوالفضل ( ع ) ) ( فارسى )
حضور داشتند كه در بين آنها ، حضرت عباس عليه السلام ، محمد را از همه بيشتر دوست مىداشت و او را از خود جدا نمىكرد . او نوجوانى پارسا و خداترس بود و در ميان ابروانش ، اثر سجده ديده مىشد . وقتى حضرت عباس عليه السلام برادر بزرگوار خويش امام حسين عليه السلام را بىياور ديد ، فرزند خود محمد را صدا زد و با دست خود ، لباس جنگ بر تن او پوشاند و شمشير به كمر او بست . سپس دست او را گرفته و نزد امام خويش رفت و خود از امام اجازه پيكار او را گرفت . محمد دست امام را بوسيد و پس از خداحافظى با زنان خيمه ، به ميدان رفته و مبارز طلبيد و پس از ساعتى نبرد ، به شهادت رسيد . « 1 »
--> ( 1 ) . صدر الدين واعظ القزوينى ، رياض القدس المسمى بحدائق الانس ، ج 2 ، ص 63 ؛ رضى بن نبى ، تظلم الزهراء عليها السلام ، ص 240