ابو الفضل هادى منش

46

ساقى تشنه ( نگاهى به زندگى حضرت ابوالفضل ( ع ) ) ( فارسى )

است و تا آخرين لحظه ، نَمى از درياى موّاج يارى و پشتيبانى او كاسته نشد . 5 . ردّ امان‌نامه دشمن آوازه دلاورمردىهاى حضرت عباس عليه السلام دشمن را بر آن داشت تا با اقدامى جسورانه ، وى را از صف لشكريان امام جدا سازد . در اين جريان ، شمر بن شُرَحْبيل ( ذى الجوشن ) فردى به نام عبداللَّه بن ابى محل را كه حضرت ام‌ّالبنين عليها السلام عمهء او مىشد ، به نزد عبيداللَّه بن زياد فرستاد تا براى حضرت عباس عليه السلام و برادران او امان‌نامه بگيرد . او خواسته خود را با ابن زياد در ميان گذاشت . عبيداللَّه به كاتب خود دستور داد تا امانى براى حضرت عباس عليه السلام و برادران او بنويسد . « 1 » شمر امان‌نامه را گرفت و به سوى كربلا حركت كرد . پس از رسيدن به كربلا وقتى آتش جنگ را در حال شعله‌ور شدن ديد ، به سوى اردوگاه امام به راه افتاد . وقتى رسيد ، فرياد برآورد : « أَيْنَ بَنُوا أُخْتِنا » ؛ « خواهرزادگان ما كجايند ؟ » حضرت عباس عليه السلام و برادرانش سكوت كردند . امام به آنها فرمود : « پاسخش را بدهيد ، اگر چه فاسق است » . « 2 »

--> ( 1 ) . تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 415 ؛ الفتوح ، ج 5 ، ص 166 ( 2 ) . الخوارزمى ، مقتل الحسين عليه السلام ، ج 1 ، ص 246