ابو الفضل هادى منش

32

ساقى تشنه ( نگاهى به زندگى حضرت ابوالفضل ( ع ) ) ( فارسى )

بفرستى ؟ ] » او هفت فرزند داشت . به يكى از فرزندان خود دستور داد تا به جنگ حضرت برود . پس از لحظاتى نبرد ، عباس عليه السلام او را به خون غلتاند . گرد و غبار جنگ كه فرو نشست ، ابو شعثاء با نهايت تعجب ديد كه فرزندش در خاك و خون مىغلتد . فرزند ديگر خود را روانه كرد ، اما نتيجه تغييرى نكرد تا جايى كه همگى فرزندان خود را به نوبت به جنگ با او فرستاد ، اما آن جوان دلير ، همگى آنان را به هلاكت رساند . ابو شعثاء كه آبروى خود و پيشينهء جنگاورى خانواده‌اش را بر باد رفته مىديد ، به جنگ با او شتافت ؛ اما حضرت او را نيز به هلاكت رساند . ديگر كسى جرأت مبارزهء با او به خود نمىداد و تعجب و شگفتى اصحاب امير مؤمنان عليه السلام نيز برانگيخته شده بود . هنگامى كه حضرت عباس عليه السلام به لشكرگاه خود بازگشت ، حضرت على عليه السلام نقاب از چهره‌اش برداشت و غبار از چهره‌اش سترد . . . « 1 » حضرت عباس عليه السلام پش از شهادت امام على عليه السلام ، پيوسته مطيع امام حسن و امام حسين عليهما السلام بود ، چنان‌كه در زيارت‌نامه‌اى كه براى آن حضرت از امام صادق عليه السلام نقل شده ، آمده است : « سلام بر تو اى بنده نيكوكار و

--> ( 1 ) . محمدباقر خراسانى بيرجندى ، كبريت الأحمر ، ص 385 ؛ معالى السبطين ، ج 1 ، ص 438