السيد هاشم الرسولي المحلاتي
82
زينب عقيله بنى هاشم ( س ) ( فارسى )
داد و گفت : « كَيْفَ رَأَيتِ صُنْعَ اللَّهِ بِأَخيكِ وَ اهْلِ بَيْتِكِ ؟ » [ رفتار خدا را با برادر و خاندانت چگونه ديدى ؟ ] بانوى قهرمان با بيانى كه حكايت از كمال ايمان و تسليم او در پيشگاه با عظمت حقتعالى مىكرد با لحنى افتخارآميز و تكاندهنده و كوبنده جواب داد : « ما رَأَيتُ الّا جَميلًا هؤُلاءِ قَوْمٌ كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْقَتْلَ فَبرَزُوا الى مَضاجِعِهِمْ وَ سَيَجْمَعُ اللَّهُ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُم فَتُحاجُّ وَ تُخاصَم فَانْظُر لِمَنْ يَكُونَ الفَلْجُ يَوْمَئِذٍ هَبَلَتْكَ امُّكَ يابنَ مَرْجانَة » ! [ من جز نيكى نديدم . اينان مردمانى بودند كه خداوند كشته شدن ( و شهادت در راه حق ) را براى آنها مقدّر فرموده بود و آنان نيز ( با كمال افتخار ) به آرامگاه خود شتافتند . . . ولى بدان كه به زودى خداى ( با عظمت ) ميان تو و ايشان جمع خواهد كرد و تو را مورد بازخواست و احتجاج قرار خواهد داد . پس نگران باش كه در آن روز پيروزمند چه كسى خواهد بود ( تو يا آنها ) ؟ اى پسر مرجانه ! مادر به عزايت بنشيند ! ] دختر قهرمان على عليه السلام با اين چند جملهء كوتاه هم از حريم خداى تعالى دفاع كرد و هم از نهضت مقدس برادر و خاندان بزرگوارش و ضمناً او را از كيفر سختى كه در انتظارش بود بيم داد و در پايان نيز صولت و قدرت او را با كمال شجاعت درهم شكست ، و راه را براى اعتراض ديگران گشود و روىهم رفته ، درسى همبه مادران و