السيد هاشم الرسولي المحلاتي
72
زينب عقيله بنى هاشم ( س ) ( فارسى )
آورده و در ميان آنمردمى كه آن همه محبت و بزرگوارى از پدرش على عليه السلام ديده و نسبت به دو ارادت مىورزيدند با آنوضع مىبيند ! كودكان بىپناه و معصومى را كه آنهمه گرسنگى و تشنگى و رنج و تعب ديده و آنهمه كتك از اين سربازان و مردم بىشرم خورده با قيافههاى لاغر و رنگهاى زرد و پريده نگاه مىكند ! با اين همه دربرابر همهء اين مناظر دلخراش و مصيبتهاى كمرشكن ، رسالت تاريخى خود را به ياد دارد ، همان رسالتى كه خداى تعالى بهدوشش نهاده و عشق به حق و ايمان به خدا وى را بهقبول اين مسؤوليّت پرخطر واداشته ، و براى رساندن اين بار سنگين كمر همت بسته و بههمهء اين مصيبتها تن داده و در ميان اين درياى پرتلاطم و خروشان گام نهاده است ؛ رسالتهايى چون بيداركردن مردم فريبخورده ، بيان مظالم و جنايتهاى دستگاه جبّار و طاغوتى يزيد بنمعاويه ، رساندن پيام امام عليه السلام بهگوش مردم كوفه و شام ، رسالت مبارزه با خودكامگى و ستم و بىعدالتى و فساد تا سرحد شهادت و اسارت و . . . بارى انجام اين مسئوليّتها ، و انديشهء بهثمر رساندن همين رسالتها بود كه زينب عليها السلام را همچون كوهى محكم دربرابر آن حوادث دلخراش پابرجا نگاه داشت و دربرابر آن طوفانهاى سهمگين همانند سدّى آهنين بهمقاومت واداشت و درصدد بهرهبردارى از اين اجتماع عظيم كه بسرعت فراهم شده برآمد . اجتماع عظيم مردمى كه با شناختن آن اسيران صداها را به گريهوزارى بلند كرده بودند .