السيد هاشم الرسولي المحلاتي

37

زينب عقيله بنى هاشم ( س ) ( فارسى )

بلاغت و شهامت از يك بانوى داغديده و مصيبت رسيده با آن‌همه صدمات و گرسنگىها و تشنگىها و بىخوابىها و ناملايمات ، جز كرامت چيز ديگرى نيست به‌گفتهء يكى از اساتيد - رحمة اللَّه تعالى عليه » - بدون نيروى الهى و مدد غيبى مقدور نيست . هنگامى كه زينب عليها السلام آن سخنرانى پرشور و بليغ و جالب را در ميان آن جمعيت دهها هزار نفرى بازار كوفه ايراد فرمود مردم حيرت‌زده به‌هم نگاه مىكردند و دستها را به‌دندان مىگزيدند . راوى آن خطبه نقل مىكند پيرمردى كه در كنار من ايستاده تحت تأثير سخنرانى دختر اميرالمؤمنين چنان مىگريست كه ريشش از اشك چشمش ترشده بود و دست به سوى آسمان بلند كرده و مىگفت : پدر و مادرم فداى ايشان كه سالخوردگانشان بهترين سالخوردگان و خردسالان ايشان بهترين خردسالان ، و زنانشان بهترين زنان ، و نسل آنها والاتر و برتر از همهء نسل‌ها است . كُهُولُهُم خَيْرُ الكُهُولِ وَ نَسْلُهُم * اذا عُدَّ نَسْلٌ لايَبُورُو لايُخْزى و هنگامى كه زينب عليها السلام در برابر آن مرد پليد و جنايتكار يعنى پسر زياد قرار گرفت چنان پاسخ فصيح و بليغى به او داد و بدين‌وسيله چنان مشتى به‌دهانش كوبيد كه آن دشمن غدّار و رذالت پيشهء ، با همهء عداوتى كه نسبت به آن خاندان پاك و مطهّر داشت نتوانست تعجب خود را از آن‌همه شيوايى و رسايى سخن آن‌هم در قالب الفاظى با آن زيبايى