السيد هاشم الرسولي المحلاتي
11
زينب عقيله بنى هاشم ( س ) ( فارسى )
مهربان خواهر و يار سبطين * با حسن همدم و همكار حسين مقدمش بر همه بادا مسعود * حق نگهداردش از چشم حسود لالهاى بود ز باغ ايمان * كه بهدل داشت بسى داغ ، نهان داغش از بس به دلِ سوخته بود * لالهسان ، چهرهاش افروخته بود حوريان محو رخ نيكويش * قدسيان مات شكنج مويش عود ريزيد به مجمر بسيار * مشك ريزيد ز دامن خروار شمع جمع حرم آل عبا * بود شهزادهء آزادهء ما كه به دو بار به منزل برسيد * كشتى عشق به ساحل برسيد يعنى از بَعد شهيد بىسر * بُرد اين بار اسيرى ، خواهر تا اسارت به شهادت يك جا * زنده گرداند آيين خدا گل گلزار نبوت چه شكفت * جد او نام ورا زينب گفت يعنى او زينت بابش على است * كه از او نورخدا منجلى است