على محمدى

32

شرح اصول استنباط ( فارسى )

هستيم . حديث چهارم يا حديث احتجاج : قوله ( ع ) : « ان اللّه يحتج على العباد بما آتاهم و عرفّهم » ، يعنى خداوند فرداى قيامت منحصرا بر بندگانش به آنچه كه بر آنان اعطاء و بيان و معرّفى فرموده احتجاج مىكند مفهوم كلام اينست كه پس به اموريكه اعطاء نفرموده و معرّفى نكرده احتجاج نمىكند حال نسبت به شرب توتون چيزى بما اعطا نشده و حرمت آن بر ما معرّفى نشده پس اگر مرتكب شديم احتجاجى نخواهيم داشت و هذا هو معنى اصل البرائة . به عقيدهء مصنف اين چهار حديث دلالتشان بر برائت كامل است . قوله : و قد استدل : طائفهء دوّم : روايات ديگرى است كه برخى از اصوليين براى اثبات برائت در شبهه تحريميه و فقدان نص بدان استدلال كرده ولى به نظر مصنف دلالت آنها ناتمام است و لذا چهار روايت را در اين مقام نقل و نقد مىكنند : حديث اوّل يا حديث حجب : قوله ( ع ) « ما حجب اللّه علمه عن العباد فهو موضوع عنهم » يعنى آن چيزهائى كه ( احكاميكه ) خداوند علم آن را از جميع بندگانش پنهان داشته پس آن حكم و تكليف از آنان مرفوع است . كيفيت استدلال : شرب توتون علمش از ما محجوب است « صغرى » و ما حجب اللّه . . . « كبرى » پس حرمت شرب توتون برداشته شده . مصنف مىفرمايد : اين حديث از موضوع بحث ما اجنبى است . بيان ذلك : برخى از امور هست كه خداوند علم آن را از جميع عبادش محجوب داشته و تنها ذات حق و اوليائش مىدانند و غير از آنها احدى خبر ندارد .