على محمدى
30
شرح اصول استنباط ( فارسى )
كجا اين قيد را درآوردهايد كه حسد قلبى مرفوع است نه حسد ظاهرى ؟ جواب : از اينكه در پايان حديث و بدنبال ذكر تفكّر در وسوسه در خلق فرموده : ما لم ينطق بشفتيه كه مفهومش اينست كه فاذا نطق بلسانه فليس بمرفوع . سؤال : سابقا در مبحث هفتم از مباحث عام و خاص خوانديم كه هرگاه چندين عام پشت سر هم ذكر شود و در پايان تخصيصى بيايد قدر متيقن به اخيره عود مىكند و بقيه احتياج به قرينه دارند در ما نحن فيه هم جملهء اخيره تفكّر در وسوسه در خلق است پس قدر مسلّم قيد ما لم ينطق به اين عود مىكند امّا از كجا به ماقبل آن يعنى حسد هم رجوع كند ؟ جواب : از اينجا كه طبق پارهاى از اسناد و طرق روايات « 1 » جملهاى كه در آخر ذكر شده حسد است و بدنبال آن فرموده ما لم يظهر بلسان اويد كه در اينجا حتما به حسد كه مطلق اخيرى است عود مىكند و اين قرينه است كه در صحيح خصال و توحيد هم مطلب از اين قرار باشد . حديث دوّم يا حديث سعه : دوّمين حديثى كه مشهور اصوليين براى اثبات برائت بدان تمسك كردهاند حديث شريفه سعه است و آن اينكه : « قوله ( ع ) : الناس فى سعة ما لا يعلمون او ما لم يعلموا » كه نسخه مشهور لا يعلمون به صورت فعل نفى است و نسخهء غير مشهور لم يعلموا به صورت فعل جحد است حال در اين حديث دو احتمال وجود دارد كه بنابر هردو مثبت مدّعاى ما مىباشد : 1 - كلمهء سعة را با تنوين و منقطع از اضافه به ما بعد بخوانيم و كلمهء ما مصدريه ظرفيه باشد كه مابعدش را به تأويل مصدر مىبرد اى دوام او مدة عدم
--> ( 1 ) - روايت كلينى در كافى كه معروف است به مرفوعهء هندى .