على محمدى

9

شرح اصول استنباط ( فارسى )

معرفا . 2 - جمله : الممهده لاستنباط الاحكام الشرعيه : بدين‌وسيله قواعد علم عربيت ( ادبيات عرب اعم از لغت ، صرف ، نحو ، معانى ، بيان و بديع ) و قواعد منطق و . . . از تعريف اصول فقه خارج گرديد زيرا كه اين قواعد به منظور استنباط احكام شرعيه تهيه و تمهيد نشده بلكه قواعد عربيت براى حفظ لسان از خطا در مقال تنظيم شده و قواعد منطق جهت صيانت ذهن از خطا در فكر آماده شده و . . . و هدف اصلى اين امور است نه استنباط حكم شرعى البتّه ناگفته نماند كه قواعد نحو و منطق نيز در مقام استنباط مفيد بوده و تمام اينها جزء علوم پايه هستند « 1 » . ولى هدف اصلى از قواعد ساير علوم غير از علم اصول فقه استنباط احكام شرعيه نيست آرى يكى از فوائد آنها استنباط است آن هم بعنوان جزء علّت و جزء اخير علّت تامّه استنباط ، همانا قواعد اصول فقه است . 3 - كلمهء استنباط : استفاده احكام شرعيهء الهيه گاهى از باب استنباط و توسيط است و گاهى از باب تطبيق است يعنى تطبيق مضامين احكام بر مصاديق آن از نوع تطبيق كلّى طبيعى بر افرادش حال اصول فقه قواعد كليه‌ايست كه آماده شده براى استنباط نه انطباق بدين‌وسيله قواعد فقهيه از قبيل قاعدهء يد ، قاعده سوق المسلمين و . . . خارج شد « 2 » . 4 - كلمهء الاحكام : با اين قيد خارج شد قواعديكه از آنها ماهيات و امثال آن استنباط مىشوند مثلا ماهيت انسان ، شجر و . . . كه ربطى به احكام ندارد و بقول صاحب معالم « 3 » « فخرج بالتقييد بالاحكام العلم بالذوات كزيد مثلا و بالصفات

--> ( 1 ) - آنگونه كه در معالم الاصول ، صفحهء 24 بيان گرديده است . ( 2 ) - تفصيل مطلب را از محاضرات ، ج 1 ، صفحهء 8 و 9 بدست آوريد . ( 3 ) - معالم ، صفحهء 22 .