على محمدى

79

شرح اصول استنباط ( فارسى )

كه در ظرف زمانى گذشته براى ذات ثابت بوده و الان نيست محمول قرار مىدهيم ملاحظه مىكنيم كه حمل مشتق بر ذات صحيح و سلب آن از ذات غلط است و صحت حمل علامت حقيقت بودن است پس مشتقات حقيقت هستند در اعم از ما تلبس و ما انقضى عنه التلبس . ( البته در مبحث صحيح و اعم اشاره شد كه مسئله تبادر و صحت حمل و . . . از مسائل وجدانى است كه هركس از آن برداشتى دارد و لذا گاهى براى دو نتيجه متعاكس بدان استدلال مىشود . ) مطلب ششم : عقيدهء مصنف : ايشان قول ثانى را برگزيده و مشتق را حقيقت در اعم مىدانند و براى اثبات مدعاى خويش به دو دليل تمسك مىكنند : دليل اوّل : حسن استفهام : هنگاميكه ما آستين بالا زده و موارد استعمال مشتقات را تتبع و بررسى مىكنيم به اين نتيجه مىرسيم كه 99 % موارد قرائن حاليه - مقاميه - مقاليه وجود دارد و بتوسط آن مراد گوينده روشن مىشود كه آيا اعم مراد است يا اخص ؟ و پيدا است كه در چنين مواردى تبادر و امثال آن به درد نمىخورد زيرا تبادر عند الاطلاق علامت حقيقت است ولى تبادر مع القرينه مفيد فايده نيست . مثلا ساعت هشت صبح مخبرى خبر ميدهد كه زيد خواب است و ما از عادت زيد خبر داريم كه هميشه اين ساعت در اداره و مشغول انجام وظيفه است اين قرينه مىشود كه منظور زمان گذشته باشد يا از عادت مخبر اين معنا را بدست آورده‌ايم كه هركجا چنين خبرهائى را مىدهد منظورش زمان گذشته است يا زمان حال است و . . . انما الكلام در موارد نادرى است كه مشتقى استعمال شده و هيچ قرينه‌اى هم در كنار آن نيست در چنين موردى مصنف مىفرمايد : به عقيدهء ما كلام محتمل الوجهين است يعنى هم احتمال اراده اعم داده مىشود و هم اراده اخص و