على محمدى

75

شرح اصول استنباط ( فارسى )

روز پيش را و يا بگوئيم زيد ضارب غدا و اراده كنيم دو يا پنج يا ده روز بعد را ، بلااشكال چنين استعمالى مجاز است زيرا كه در ظاهر كلام مشتق را به قيد غدا يا امس مقيد نموده‌ايم ولى در باطن اين قيد مرادمان نيست بلكه ما قبل يا ما بعد آن مرادمان است پيدا است كه اين قيود در معناى حقيقى خود استعمال نشده‌اند و لذا چنين استعمالى مجازى خواهد بود پس مواردى كه بالاجماع حقيقت و مواردى كه بالاتفاق مجاز است را از اول بحث مشتق تا به‌حال شناختيم آنگاه محل نزاع در اين باب كاملا روشن مىشود و آن اينكه : منحصرا بحث در موردى است كه مشتقى را بر ذاتى حمل كنيم و اسناد دهيم و از آن حال نطق و تكلم را اراده كنيم در حالى كه مبدء اشتقاق از اين ذات فعلا منقضى شده و اين ذات در گذشته داراى اين صفت بوده مثلا زيد يكساعت قبل نائم يا مسافر يا ضارب و . . . بوده و الان قطعا در حال تلبس نيست ولى ما به لحاظ حالا مىگوئيم : زيد نائم ، زيد مسافر سئوال اينست كه چنين استعمالى آيا حقيقت است ؟ و يا مجاز و داراى علاقهء ماكان است ؟ مطلب چهارم : اختلاف المبدا : مطلب قابل توجه اينست كه مبادى مشتقات همه يكسان نبوده و از يك مقوله نيستند بلكه در پاره‌اى از مشتقات فعليت معتبر است و جزء فعاليت هستند از قبيل قيام - قعود ، جلوس ، ضرب و . . . و لذا ما دامى كه ذات بالفعل داراى اين صفت باشد اسناد مشتق به آن و حمل مشتق برآن حقيقت است و همين كه بالفعل واجد اين صفت نبود مثلا بالفعل آكل نيست ، قائم نيست ، جالس نيست بلكه كان آكلا و قائما و جالسا و . . . بحث مىشود كه آيا باز هم اسناد مشتق بر اين ذات حقيقت است يا مجاز ؟ پاره‌اى از مبادى جزء ملكات است يعنى تا ما دامى كه ذات داراى اين ملكه نفسانيه باشد اسناد مشتق به اين ذات حقيقت است و لزومى ندارد كه بالفعل هم در