على محمدى

71

شرح اصول استنباط ( فارسى )

ندارند چنين احتمالى اصلا وجود ندارد . مرحلهء دوّم : معناى استعمال لفظ در معنا هم عبارتست از اخطار ( خطور دادن معنا ) و احضار ( حاضر كردن معنا ) متكلم آن معناى مقصود را در هنگام تكلم با لفظى كه براى آن معنا وضع شده و چيزى غير از اين نيست . مرحله سوم : اگر حقيقت استعمال اينست مىگوئيم : عقلا چه استحاله‌اى وجود دارد كه متكلم در هنگام تلفظ هر دو يا چند معنا را اخطار و احضار كند و همه را از كلام اراده كند ؟ مرحله چهارم : اگر هريك از ماها به وجدانمان مراجعه كنيم خواهيم يافت كه امكان اراده دو معنا در آن واحد از ابده بديهيات است و نظير فراوان دارد فى المثل شما كه قضيه‌اى درست كرده و خبرى مىدهيد حتما معناى موضوع - محمول ، رابطه بينهما را تصور و لحاظ كرده‌ايد و در آن واحد قضيه درست مىكنيد يا مثلا شما كه در آن واحد چشمتان مىبيند ، گوشتان مىشنود ، زبانتان سخن مىگويد ، دستتان را حركت مىدهيد ، پاهايتان راه مىرود در آن واحد چندين كار اختيارى مىكنيد و لا ريب در اينكه كار ارادى از اراده سرچشمه مىگيرد و اراده از تصورات و تصديقات فلا مانع از اخطار و احضار و اراده معانى كثيره از لفظ واحد در استعمال واحد ولى به نظر ما وقوع خارجى ندارد و گرنه عقلا مانعى ندارد و ظاهرا مراد متقدمين از اصوليين هم همين امر بوده و امّا پيچيده كردن مطلب و بحث را به مباحث عقلى كشاندن از محل بحث خارج شدن است و استدلال عقلى بر استحاله از قبيل شبهه در مقابل يك امر بديهى است كه نبايد بدان اعتنا كرد . تمرينات : جواب تمرين اول : اشتراك لفظى : تعدد معانى حقيقيه از لفظ واحد در لغت