على محمدى

68

شرح اصول استنباط ( فارسى )

مراجعه مىكنيم و گفتگوهاى آنها را مد نظر مىگيريم افراد مردم با يكديگر ، موالى با عبيد ، استاد با شاگردان و . . . نمىبينيم حتى موردى را كه در آنجا انسان عاقلى لفظى را در اكثر از معناى واحد استعمال كرده باشد بلكه همه‌جا از لفظ واحد معناى واحدى را اراده مىكنند از اينجا كشف مىكنيم كه عند اهل اللسان چنين استعمالى جايز نيست و الّا حتما آنان اين كار را مىكردند همچنين وقتى به استعمالات شارع در كتاب و سنت مراجعه مىكنيم باز چنين استعمالى را نمىبينيم تا تعبدا بپذيريم و مجوز شرعى داشته باشيم پس جواز استعمال محقق نشد پس ما قائل به عدم جواز مىشويم . قوله : و ما يتوهم : بعضىها مدعى شده‌اند كه در كتاب و سنت چنين استعمالى واقع شده و اين دليل بر جواز است و براى اثبات اين مدّعا به دو آيه از قرآن تمسك كرده‌اند : 1 - قوله تعالى : أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ « 1 » . كيفيت استدلال : در آيه فوق كلمهء يسجد كه يك لفظ است در دو معنا استعمال شده يكى سجده ساير موجودات به غير از انسان كه به معناى تسليم بىقيد و شرط بودن آنها در برابر ارادهء حق تكوينا و ديگرى سجده انسان كه به معناى وضع الجبهة على الارض است . 2 - قوله تعالى : إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ « 2 » . كيفيت استدلال : كلمهء يصلون در آيه يك لفظ است و به دو معنا استعمال شده

--> ( 1 ) - سوره حج ، آيه 18 . ( 2 ) - سوره احزاب ، آيه 56 .