على محمدى

54

شرح اصول استنباط ( فارسى )

مىشود ولى مجاز و به علاقهء مشابهت است . مرحلهء چهارم يا نقد ادلّه اعمىها : جواب دليل اول : تبادريكه شما مدعى شديد صرف ادّعا است و قدر مسلم عمل صحيح متبادر است امّا اينكه فاسد هم متبادر باشد و بعبارت ديگر اعم متبادر باشد ما قبول نداريم و وجدان شما براى خودتان حجت است . جواب دليل دوّم : عدم صحت سلبى كه ادعا كرديد باز مقبول نيست زيرا كه مع المسامحة آرى ولى مع الدقة خير ما مدعى صحت سلب هستيم و سخن شما را قبول نداريم . جواب دليل سوّم : تقسيم حضرات فقهاء صلوة را به صحيحه و فاسده قبول داريم ولى تقسيم دليل بر حقيقت بودن نيست بلكه دليل براينست كه صلوة هم بر فاسده اطلاق مىشود و هم بر صحيحه ولى الاستعمال على قسمين حقيقى و مجازى ما مىگوئيم اين تقسيم و استعمال بر سبيل عنايت يعنى تسامح و مجازيت است به علاقهء مشابهت . ( ان قلت : از اصالة الحقيقه در استعمال استفاده مىكنيم مىگوئيم اين استعمال به نحو حقيقت است ، قلت : اصالة الحقيقة در موردى جارى مىشود كه شك در مراد متكلم داشته باشيم ولى در ما نحن فيه شك در مراد نيست چون مىدانيم كه از صلوة مقسم اعم اراده شده ولى در كيفيت استعمال شك داريم كه آيا به نحو حقيقت استعمال كرده يا نه و جاى اصالة الحقيقه نيست ) . جواب دليل چهارم : اوّلا : روايت شريفه ظهور دارد بلكه صريح است در اينكه عبادات اهل سنت كه جامع همه اجزاء و شرائط است مگر ولايت ، مقبول نيست و دلالت ندارد كه صحيح نيست و ميان صحت و عدم قبولى منافاتى نيست تا بگوئيم چون قبول نيست پس صحيح هم نيست خير ممكن است صحيح باشد زيرا