على محمدى

405

شرح اصول استنباط ( فارسى )

رواة آن امامى ممدوح باشند . خبر موثق آنست كه همه يا برخى از رواة آن امامى اثنىعشرى و مستكمل الايمان نيستند ولى همهء آنها مورد وثوقند يعنى از كذب اجتناب مىكنند . خبر ضعيف آنست كه همه يا برخى از راويان آن مذموم باشند . حال برخى مدعى شده‌اند كه اين سه قسم هم اگر همراه با قرائنى بودند كه براى ما ظن به صدق مىآورد حجيت آنها از آيه مستفاد است بدليل اينكه در آيه فرموده : فتبينوا و تبين به معناى تحصيل ظن است پس مناط حجيت تحصيل ظن است كه على الفرض در اينها نيز هست . مصنف مىفرمايد : انصاف اينست كه از آيهء نبأ غير از حجيت خبر عادل آن هم مفهوما چيزى مستفاد نيست و امّا سه قسم ديگر اولا ببركت منطوق يا مفهوم آيه خارج مىشوند زيرا كه منطوق خبر ضعيف و موثق را مىگيرد و به جهت فسق بعض راويان و مفهوم هم خبر حسن را خارج مىكند چون عدالت راويان آن ثابت نشده و ثانيا تبين در آيه به معناى تحصيل ظن آن هم هر نوع ظنى نيست بلكه به معناى طلب بيان حال است كه با اين ظن حاصله از سه خبر كافى نيست بلكه بايد علم عادى و اطمينان باشد كه در اينها نيست پس اين آيه به درد آن سه حديث نمىخورد . دومين آيه از آيات مورد استدلال مشهور آيهء نفر است : قوله تعالى : « فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » . بر همهء مؤمنين واجب نيست و اصولا مقدورشان نيست كه همگى در زمان پيامبر و ائمه از اطراف و اكناف به مدينه كوچ كرده و به محضر معصوم ( ع ) باريافته و يا در عصر غيبت به حوزات علميهء شيعه بيايند و در زمينهء معارف اسلامى متخصص