على محمدى

390

شرح اصول استنباط ( فارسى )

بودند بر اينكه آب چاه به منزلهء آب قليل است و به مجرد ملاقات با نجاست متنجس مىشود ولى در عصر محقق و علامه مسئله مورد اختلاف بود و بالاخره جناب علامه فتوا به طهارت داد و پس از ايشان الى يومنا هذا مسئله اجماعى شده بر اينكه آب چاه در حكم آب جارى است و به مجرد ملاقات نجس نمىشود مگر اينكه احدا و صاف ثلاثهء آن متغير شود و استدلال مىكنند به صحيحهء ابن بزيع از امام رضا ( ع ) كه ماء البئر واسع لا يفسده شيئى لانّ له مادّة . حال اگر اتفاق عصر واحد ملاك باشد ما كدام را بگيريم ؟ هيچكدام رجحان ندارد پس بايد اتفاق همهء اعصار و امصار باشد . ( در اينجا دو نكته ذكرش خالى از لطف نيست : 1 - به آقاى مصنف عرض مىكنيم كه اين شرطى كه شما آورديد طريقهء چهارم را به يك امر محال و صرف فرض تبديل كرد زيرا كه هرگز تحصيل آن شرط براى احدى مقدور نيست چون اى چه بسا علمائى بودند كه طراز اوّل بوده و در بلاد متفرق بودند و از دنيا رفتند و اثرى از آنان باقى نمانده تا از راه كتب آنها با آرائشان آشنا شويم و . . . 2 - در حاشيهء شرح لمعه « 1 » از قول صاحب مدارك مىخوانيم : « اختلف العلماء فى نجاسة ماء البئر بالملاقاة على اقوال : احدها و هو المشهور بينهم على ما نقله جماعة النجاسة مطلقا و ثانيهما الطهارة و استحباب الترح و عليه عامة المتأخرين و جماعة من المتقدمين كالحسن بن ابى عقيل و الشيخ و غيرهما و ثالثها الطهارة و وجوب الترح تعبدا و عليه بعضهم منهم العلامه فى المنتهى و ارجح الاقوال هو القول بالطهارة للاصل و العمومات الدالة على عدم انفعال الماء بالملاقاة مطلقا او مع

--> ( 1 ) - شرح لمعه ، ج 1 ، ص 13 .