على محمدى
341
شرح اصول استنباط ( فارسى )
معنا كه اگر عقل و عقلاء عالم بما هم عقلاء برطبق چيزى حكم كردند شارع مقدس هم آن را تأييد و امضاء مىنمايد ( چون او نيز از عقلاء عالم و بلكه رئيس العقلاء و بلكه خالق عقل است . ) ( البته كبراى مذكور اشاره به قانون ملازمه ميان حكم عقل و شرع دارد كه جداگانه قابل بحث است « 1 » و چون مصنف مطرح نساخته ما هم وارد نمىشويم ) پس به حكم قانون ملازمه شارع هم اين عبد متجرى را مستحق مذمت مىداند آنگاه اضافه مىكنيم اين را كه مذمت و مدح شارع چيزى غير از عقاب و ثواب او نيست و عينيت يا حداقل استلزام در كار است آنچنانكه از بعض احاديث و تعبيرات بزرگان مستفاد است كه فرمودهاند مدح الشارع ثوابه و ذمه عقابه يا در حديث آمده : « ان غضب الله عقابه و رضاه ثوابه » و از مجموع اين مطالب نتيجه مىگيريم كه پس شخص متجرى در نزد شارع هم مستحق عقاب است . قوله : و كون الفعل : اين قسمت دفع دخل است و در حقيقت جواب دليل گروه دوّم مىباشد و آن اينكه : ما هم قبول داريم كه عمل در واقع عمل قبيحى نيست بلكه مباحى را مرتكب يا ترك كرده ولى اين به حال ما قادح نيست زيرا كه بالفعل در زير سايهء قطع اين عمل مباح لباس جديدى به تن كرده بنام لباس مقطوع الوجوب او الحرمة بودن و فرض اينست كه بالفعل مكلف قاطع خبر ندارد كه قطع او مخالف واقع و جهل مركب است بلكه به عقيدهء خود واقع را به نزد خويش صددرصد منكشف دانسته و خود را كاملا موظف و مكلف مىداند و معذلك به وظيفهء فعلى و ظاهرى خويش پشتپا زده و از عهده برنيامده البته چنين كسى اگر از خود او هم سئوال شود خود را مستحق عقوبت مىداند و ربّ عمل كه در واقع مبغوض ولى بالفعل مطلوب و واجب گرديده كما اينكه ربّ عمل كه در واقع
--> ( 1 ) - تفصيل اين مباحث در شرح اصول فقه ، ج 2 ، بخش مستقلّات عقليه آوردهام .