على محمدى

27

شرح اصول استنباط ( فارسى )

احتجاج به ادلة الاحكام از قبيل كتاب و سنت و . . . نيازمند يك سلسله مباحث نحويه و لغويه نيز مىباشد ولى آنها از مبادى علم اصول فقه و از مسائل علم نحو بشمار مىآيند نه از مسائل علم اصول به دليل اينكه احتجاج براى حكم شرعى به اين امور متوقف نيست . آرى دانستن معانى خطابات و محاورات بر آنها متوقف است مثلا در قرآن آمده : فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً * حال اصولى همين‌قدر كه ثابت كرد كه امر ظهور در وجوب دارد و هر ظاهرى حجت است ميتواند فتوا دهد كه تيمم به صعيد طيب واجب است و حكم شرعى تمام است ولى اينكه معناى صعيد چيست ؟ آيا مطلق وجه الارض يا خصوص تراب خالص ؟ بايد از كتب لغت استفاده كند . 6 - غايت علم اصول همانگونه كه از تعريف اصول فقه استفاده مىشود غرض اصلى از مباحث اين علم بدست آوردن شيوهء صحيح استنباط احكام شرعيه فرعيه است زيرا كه غالب احكام شرعيه نظرى است و محتاج به استدلال است و علم اصول ما را مسلح ميسازد به سلاح استدلال و استنباط احكام نظريه از منابع آنها و چه غايت عظيمى ! 7 - تقسيم‌بندى مباحث كتاب مشهور اصوليين متاخر مباحث علم اصول را به دو بخش تقسيم نموده‌اند و جناب مصنف هم از اين سيره متابعت كرده و كتاب اصول استنباط را در دو جزء تبويت و تنظيم نموده است : جزء اول راجع به مباحث الفاظ است كه مشتمل بر چهار مسئلهء اوليه و مقدماتى است به ترتيب ذيل : 1 - حقيقت شرعيه 2 - صحيح و اعم 3 - اشتراك لفظى در لغت عرب 4 - مشتق . و بدنبال آن پنج باب اصلى دارد كه به ترتيب عبارتند از : 1 - اوامر 2 - نواهى 3 - مفاهيم 4 - عام و خاص 5 - مطلق و مقيد .