على محمدى
213
شرح اصول استنباط ( فارسى )
غايت از اول و آخر مشخص است چون يوم الجمعه قطعه معينى از زمان است كه آغاز و انجامش معلوم است باز جاى بحث خواهد بود كه آيا خود غايت داخل در مغيا هست يا نه پس اينچنين نيست كه به صورت قاعده كليه هركجا غايت مال حكم شد از محل نزاع خارج باشد . الخلاصة : حكمى كه به غايتى مغيا و محدود شده با انتفاء غايت منتفى مىشود و دليل آن تبادر است ، غايت گاهى قيد موضوع است و گاهى قيد حكم است و در هردو باب دالّ بر مفهوم است ولى در فرض دوّم دلالت آن اظهر است . بند دوّم : جملهء غائيه بدون قرينه هيچ ظهورى ندارد در خروج غايت از حكم مغيا يا دخول آن در مغيا مگر در مواردى كه غايت فوريت داشته باشد مثل معرفة الحرام كه البته در اينها خود غايت و مابعد آن از حكم مغيا خارجند . تمرينات : جواب سئوال 1 : انتفاء الحكم المغيا بغاية بعد تلك الغاية جواب سئوال 2 : در غايات فوريه خارج است و در غير آن از ظاهر خطاب چيزى برداشت نمىشود و كلّ محتمل . جواب سئوال 3 : خطاب مجمل است چون بغداد غايت است و اگر داخل در مغيا باشد آرى سير در داخل شهر بغداد واجب است و اگر خارج از مغيا باشد خير واجب نيست .