على محمدى

208

شرح اصول استنباط ( فارسى )

المعالم و المحقق القمى و حتى مرحوم آخوند كه در مفهوم شرط و وصف اشكال داشتند اينجا را قاطعانه پذيرفته‌اند و عقيدهء مرحوم مظفر هم همين است و . . . ) و بقول صاحب معالم و ميرزاى قمى : « و الظاهر انه اقوى من مفهوم الشرط و لذلك قال به كل من قال بحجية مفهوم الشرط و بعض من لم يقل بها » . 2 - گروه قليلى از اصوليين منجمله مرحوم شيخ طوسى و سيد مرتضى در مسئله مخالفت كرده و مدّعى شده‌اند كه غايت داراى مفهوم نيست يعنى دلالت ندارد بر انتفاء حكم از مابعد غايت بلكه نسبت به مابعد نفيا و اثباتا ساكت است و استدلال اين دسته در معالم الاصول « 1 » نقل و نقد شده است . بحث سوم : عقيدهء مصنف اينست كه غايت داراى مفهوم است و براى اثبات آن دو دليل آورده‌اند : 1 - تبادر : يعنى هنگاميكه جمله غائيه مجرد از هرگونه قرينه‌اى به كار مىرود فى المثل مىگوئيم : اكرم العلماء الى يوم الجمعه از اطلاق آن بذهن انسان دلالت بر انتفاء حكم عند حصول الغاية تبادر مىكند و تبادر علامت حقيقت و وضع لفظ براى معنا است و اگر احيانا جملات غائيه در غير اين استعمال شده باشند مجاز بوده و به كمك قرينه خواهد بود . 2 - اگر جملات غائيه داراى مفهوم نباشند و دلالت نكنند بر انتفاء حكم عند حصول الغايه ( بلكه پس از غايت هم امكان ثبوت حكم براى موضوع باشد يعنى مثلا پس از روز جمعه و پس از دخول ليل هم اكرام - صيام و . . . واجب باشند ) لازم مىآيد ذكر غايت در كلام لغو و بىثمر باشد و اللازم باطل فالملزوم مثله . بحث چهارم : در جملات غائيه گاهى غايت قيد الموضوع است لا نه

--> ( 1 ) - معالم الاصول ، صفحهء 84 .