على محمدى

167

شرح اصول استنباط ( فارسى )

شد كه وقت ضيق شده و بايد نماز را بجاى آورد در اينجا الان مضطر شده به خواندن نماز در ارض غصبى ولى اضطرارى است كه از سوء الاختيار ناشى شده و الامتناع بسوء الاختيار لا ينافى الاختيار ( اى القدرة ) و المقدور مع الواسطه مقدور حال هر دو قسم محل بحث است كه آيا اجتماع امر و نهى در اين صلوة كذائى جايز است يا ممتنع ؟ و گاهى ورود به ارض غصبى و اضطرار به اتيان صلوة در آنجا لا بسوء الاختيار است يعنى با پاى خود وارد اين ارض نشده بلكه ظالمى او را تهديد و اكراه نموده و او از ترس جان يا مال يا عرض وارد اين ارض شده و يا او را مضطر و ملجى كرده‌اند يعنى دست و پاى او را بسته و كشان‌كشان به آنجا برده و حبس كرده اند و وقت نماز هم ضيق شده در چنين موردى بلا اشكال تنها امر صلوتى به فعليت و تنجز باقى مىماند و نهى لا تغصب از فعليت مىافتد به بركت حديث رفع كه رفع ما استكرهوا عليه و ما اضطروا اليه و . . . حال كه تعبيرات عنوان مسئله روشن شد مىگوئيم : در اين رابطه سه نظريه وجود دارد : 1 - اجتماع ممتنع است مطلقا ( عقلا و عرفا ) اين قول به اكثر علماء شيعه نسبت داده شده . 2 - اجتماع جايز است مطلقا و اين قول به اكثر جمهور يعنى علماء عامه نسبت داده شده . 3 - بعضى از علماء شيعه تفصيل داده‌اند ميان جواز عقلى و عرفى يعنى گفته اند عقلا و بدقت عقليه اين اجتماع جايز است ولى عند العرف كه مناط قضاوت در امثال ما نحن فيه هستند چنين اجتماعى محال و ممتنع است . قوله : ثم انهم : ادّله اقوال : جناب مصنف از زبان مشهور اصوليين شيعه كه قائل به امتناع هستند دو دليل اقامه كرده و خودشان هم همين مدعا را قبول دارند با