على محمدى

133

شرح اصول استنباط ( فارسى )

بايد نماز او صحيح باشد زيراكه صلوة فى حد نفسها يك عبادت است و مطلوبيت ذاتيه و رجحان ذاتى دارد و در يك كلام عملى است كه بنده را به مولى نزديك مىكند و فرضا نهى هم كه بدان تعلق نگرفته پس مقتضى موجود و مانع مفقود است پس اگر نماز را به قصد آن محبوبيت ذاتيه انجام داديم بايد صحيح باشد و لا وجه للبطلان پس ثمره ظاهر شد . مرحوم شيخ بهائى مدعى شده كه در ضد خاص عبادى هم ثمره ظاهر نمىشود و ما چه قائل شويم به اينك امر به شيئى مقتضى نهى از ضد خاص هست و چه قائل به عدم اقتضا شويم در هرحال اين نماز باطل است و ماقبل از توضيح مراد ايشان مقدمه‌اى مىآوريم و آن اينكه : بحثى است كه مقوم عباديت يك عبادت چيست ؟ چه زمانى عبادت عبادت است و مقربيت دارد ؟ مشهور متقدمين و متأخرين از جمله جناب شيخ بهائى و صاحب جواهر و . . . برآنند كه عباديت عبادت در گرو وجود امر فعلى به آن و انجام عمل به قصد امتثال آن امر است و بدون امر فعلى و قصد امتثال آن عباديتى محقق نيست ولى جماعتى از محققين متأخرين منجمله پيروان مسلك و مدرسهء محقق نائينى يعنى مرحوم مظفر و ديگران برآنند كه در عباديت عبادت وجود رجحان ذاتى و مطلوبيت ذاتيه و فعليه كفايت مىكند يعنى همين اندازه كه احراز شود كه فلان عمل مثلا نماز داراى مصلحت و محبوبيت ذاتيه مىباشد مىتوان به آن قصد انجامش داد و عباديت حاصل مىشود منتها خود اينها دو دسته‌اند : 1 - ميرزاى نائينى مىگويد : برفرض هم كه نهى از ضد بدان تعلق گيرد ولى يك نهى تبعى است و در متعلق آن مفسده نيست پس مقتضى موجود است و مانع مفقود و عبادت صحيح است .