على محمدى
111
شرح اصول استنباط ( فارسى )
در باب حج رسيد آنموقع حج بر او واجب مىشود و الّا فلا يعنى ضرورتى ندارد كه آدمى از مخارج روزانهاش بكاهد و بر تلاش خود بيافزايد و جان بكند تا به استطاعت برسد خير چنين نيست . نكته : كليه واجبات نسبت به شرائط اوليه تكليف كه عقل و بلوغ و قدرت باشد مشروط هستند يعنى على المشهور اصل وجوبشان بر اين امور متوقف است بر خلاف شيخ انصارى ره كه اصل وجوب را مطلق دانسته و واجب را به اين امور مشروط مىداند و از اينها كه بگذريم هر واجبى براى خود شرائطى دارد كه برخى از آنها شرط الوجوب هستند و واجب نسبت به آنها مشروط و برخى شرط الواجب هستند و واجب نسبت به آنها مطلق است . و خلاصه اينكه مطلق و مشروط بودن نسبى است و اين گونه نيست كه يك واجبى من جميع الجهات مطلق و ديگرى از هر جهت مشروط باشد بلكه هركدام از جهتى اطلاق و از جهتى اشتراط دارند فى المثل حج نسبت به قطع مسافت واجب مطلق است ولى نسبت به استطاعت مشروط است ، طواف نسبت به انجام ساير اعمال حج واجب مشروط است و نسبت به وضو كه در آن واجب است ( لانّ الطواف بالبيت صلوة ) واجب مطلق است و هكذا نماز نسبت به دخول وقت مشروط و نسبت به وضو و ساير شرائط مطلق است . تقسيم هفتم : واجب در تقسيمى دو قسم مىشود : 1 - تعبدى 2 - توصلى . واجبات تعبديه عبارتند از واجباتيكه غرض اصلى از وجوب آنها تقرب بسوى مولى است و امتثال آنها در خارج حاصل نمىشود مگر به اينكه انسان خودش و يا نائبش ( در مواردى كه عمل نيابتبردار است مثل نماز و روزهء استيجارى از ميت و مثل حج استنابى از آدم عاجز و پيرمرد و پيرزن ناتوان در حج واجب و يا حج