على محمدى
103
شرح اصول استنباط ( فارسى )
2 - فوريت عرفيه و آن عبارتست از اينكه به ديد عرف مكلف مأمور به را فورا انجام دهد مثلا مجلس كه تمام شد يا چائى را كه خورد يا نهار را كه خورد يا صبح كه شد و . . . براى امتثال امر مولى اقدام كند . با حفظ اين مقدمه مىفرمايند : صيغهء افعل ظهور وضعى در هيچكدام ندارد ولى به حكم عقل بر فوريت عرفيه و عقلائيه دلالت دارد بگونهايكه عرفا بگويند : فلانى سريعا امر مولايش را اجابت كرد و دليل اين حكم عقل اينست كه اگر مولى فرمان داد مثلا آب بياور - نوشابه بياور - برو براى مهمانان بستنى حاضر كن و . . . و عبد هم اهمال كرد و بجاى اينكه در ظرف ده دقيقه حاضر كند دو ساعت بعد آورد و آنها را معطل ساخت و . . . عند العقل و العقلاء مولى حق دارد وى را مورد مؤاخذه و سرزنش قرار دهد و اين حسن مؤاخذه دليل آنست كه صيغهء افعل به حكم عقل بر فوريت عرفيه دلالت دارد و گرنه ما باشيم و حاقّ لفظ افعل و متن اين كلام غير از دلالت بر طلب الفعل و بعث بجانب عمل هيچ دلالتى بر خصوصيات ندارد . الخلاصه : خلاصه مطالب در چهار مادّه : ماده اول : مادهء امر ( ا - م - ر ) به معناى مطلق الطلب است كه قدر جامع ميان وجوب و استحباب است . ماده دوم : صيغهء افعل نيز به معناى مطلق الطلبى است كه قدر جامع ميان چهار چيز است يعنى وجوب استحباب - سئوال - دعاء . ماده سوم : استعمال ماده و يا صيغهء امر در خصوص هريك از افراد آن كلى طلب حقيقت است نه مجاز از باب اينكه عندنا استعمال كلى در فرد حقيقت است . مادّه چهارم : صيغهء افعل عند الاطلاق نه بر مرّه دلالت دارد و نه تكرار ، نه فور و نه تراخى .