الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

95

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

2 - الاجزاء فى الاصول مع انكشاف الخطإ يقينا هرگاه انسان برطبق اصلى از اصول عمليه « كه امر ظاهرى براى مكلف درست مىكنند » انجام وظيفه كرد سپس كشف خلاف شد يقينا آيا عملى را كه برطبق اصل انجام داده مجزى است و لا يحتاج ؟ ؟ ؟ التى الاجابة او القضاء يا مجزى نيست ؟ مقدمة نكاتى را بيان مىكنيم : 1 - اصول عمليه يك سلسله وظايف عمليه‌اى هستند كه از سوى شارع مقدس جعل و تشريع شده‌اند به منظور بيرون بردن مكلف از حيرت و سرگردانى و هيچ‌گونه كاشفيتى از واقع ندارند يعنى اگر مكلف سر دوراهى قرار گرفت كه انجام بدهم يا نه اينجا اصول عمليه به فريادش مىرسد و او را از تحير خارج مىسازد . 2 - اين اصول عمليه كه نام ديگرشان ادله فقاهتيه است در طول اصول لفظيه عقلائيه و ادلهء اجتهاديه هستند . يعنى تا زمانى كه مجتهد دسترسى به ادلهء اجتهاديه و اصول عقلائيهء لفظيه مثل اصالة الاطلاق و العموم . . . دارد نوبت به مراجعه و پناهنده شدن به اصول عمليه نمىرسد . و حق ندارد از اصول عمليه استفاده كند . آرى هنگامى كه تلاش خود را كرد و فحص كامل نمود و مأيوس شد از ظفر به ادلهء اجتهاديه آن‌وقت نوبت به اصول عمليه مىرسد و از اين طريق خود را و مقلدين خود را در مقام عمل از بن‌بست خارج مىسازد . و علماء گفته‌اند : « الاصل دليل حيث لا دليل » . 3 - اصول عمليه : تارة در احكام جارى مىشوند . مثلا تا ديروز ، جمعه واجب بود الآن شك دارم در بقاء وجوب استصحاب مىكنم بقاى آن را ؛ و يا حرام بود و الآن شك در حرمت دارم استصحاب مىكنم بقاى حرمت را و تارة در موضوعات احكام جارى مىشود مثلا زيد تا ديروز عادل بود الآن شك دارم در بقاء عدالت او ، استصحاب مىكنم بقاء عدالت او را و بالنتيجه اقتداء به او جايز است و هكذا استصحاب حياة زيد و . . . 4 - اصول عمليه در يك تقسيم دو قسم مىشوند : 1 - عامه 2 - خاصه . اصول عامه عبارتند از : اصول عمليه‌اى كه در جميع ابواب فقه از طهارت تا ديات مجرى و مورد جريان دارند و آنها چهار اصل مىباشند كه عبارتند از : « اصالة البراءة ،